شايد در اين زمان بود كه ميشل به فكر بستن عهدنامهاى افتاد و پس از آن كه جزئيات ملاقات خود را با وزير در خاطرات خود شرح مىدهد ، مىنويسد كه براى برقرارى روابط حسنه ميان فرانسه و ايران وجود چيزى بيش از فرامين شاهى لازم است و آن عهد نامه است . « 1 » نتيجهء عمدهء عهد نامه آن بود كه بر خلاف فرامين ، پس از مرگ شاه و جلوس پادشاه جديد بر تخت سلطنت ، احتياج به تجديد نداشت .
در 27 ژوئيه ، طى گفت و گوى محرمانهاى با شاه ، ميشل جزئيات جنگ در اروپا و مقاصد فرانسه عليه انگلستان را به عرض او رسانيد و بعدا ادعا كرد كه مطالب او در روحيهء شاه تأثير زيادى داشته است . شاه كه « هميشه سر حال و هوشيار » بود اظهار داشت كه مايل است سفيرى به فرانسه بفرستد ، ولى با در نظر گرفتن طرز رفتار تركها نسبت به فابر ، نمىداند چنين كارى چگونه ميسر است . ميشل در پاسخ گفت كه از راههاى مختلفى مىتوان به فرانسه رفت و اگر سفير به طور ناشناس حركت كند و عدهء زيادى همراه او نباشد ، مىتواند حتى از طريق تركيه نيز بگذرد .
گفت و گوى با شاه يك ساعت به طول انجاميد و ميشل چنان از آن خشنود بود كه گفت : « بهترين ملاقاتى كه تاكنون با شاه صورت گرفته همين بود . » « 2 »
پس از آن ، مذاكرات به منظور بستن عهدنامهاى آغاز شد ولى ناگهان اعتماد الدوله مانع از ادامهء آن گرديد . مطابق ادعاى ميشل ، علت اين عمل اين بود كه انگليسىها و هلندىها به وزراى مربوطه رشوههاى زيادى داده بودند . « 3 » مع الوصف ميشل از شايعاتى كه دربارهء ورود جيمز به اسكاتلند رواج يافته بود استفاده كرد و اعتماد الدوله را بر آن داشت كه مذاكرات را از سر گيرد . و شاه هم به مستوفى خاصه فرمان داد كه با ميشل به مذاكره بپردازد . ولى ميشل ابتدا از گفت و گو با اين مرد به علت تمايل او به انگليسىها اكراه داشت ولى بعد كه ديد شخص با كفايت و هوشمندى است ، عقيدهاش تغيير كرد . « 4 »
هنگامى كه ميشل پرسيد چرا انگليسىها و هلندىها و پرتغالىها داراى امتيازات مخصوصى هستند ، مستوفى خاصه پاسخ داد كه انگليسىها در تصرف هرمز خدمات ذى قيمتى
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 137 .
( 2 ) . -Memoire , p . 114، اين ادعا شبيه ادعايى بود كه جان بل اهل انترمونى در نه سال قبل ، از قول نمايندهء روسها ، آرتمى ولنسكى كرد . -Bell . Travels , vo 1 . 1 . . p . 92.
( 3 ) . -Michel . « Memoire » . P . 141. باعث تعجب نيست كه انگليسىها و هلندىها نهايت سعى را مبذول داشتند كه اشكالاتى براى ميشل به وجود آورند . دوفريول درCorrespondanceص 189 ، به برادر خود مىنويسد كه فابر باعث خصومت دو كمپانى است ، زيرا وى در حلب ادعا كرده بود كه آنها را از ايران بيرون خواهد كرد و به جاى آنها فرانسوىها را خواهد گذاشت .
( 4 ) . ميشل او را « مستوفى خاصه » مىنامد . وى سابقا سفير ايران در سيام بود و در آنجا با دو نفر فرانسوى ، به نامهاى فارژFargesو دوبريانDu Briant، آشنا شده بود .