تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
وزراى او خواهد خواست كه تمام مبلغان مذهبى را از ايران اخراج كند . سرانجام آرام شد و فهرست هدايا را به ميشل داد . ميشل هم از او خواهش كرد در تبريز بماند تا خود به ملاقات شاه برود . « 1 » ميشل ، به موجب حواله‌اى كه در حلب قابل پرداخت بود ، مقدارى وجه از بازرگانى انگليسى به نام استون « 2 » گرفت . « 3 » و به اين ترتيب توانست به قزوين برود و در آنجا حاكم شهر از او به خوبى پذيرايى كرد . ولى رضايت خاطر او ديرى نپاييد ، زيرا مارى با توصيه نامه‌هاى خان‌هاى ايروان و تبريز روز بعد به قزوين رسيد و اولياى امور را تحت تأثير بيانات خود قرار داد . دشمنانش مىگفتند كه وى ضمن عزيمت از تبريز عنوان « فرستادهء شاه زاده خانم‌هاى فرانسوى » را ترك گفته عنوان بهترى ، كه عبارت است از زوجهء شاه ، اختيار كرده است . « 4 » ميشل بسيار مايل بود به دربار كه در آن وقت در شرق تهران قرار داشت برود ( شاه و وزرايش در اين ايام عازم زيارت مشهد بودند ) ، ولى متصديان امور مانع از حركت او شدند ، و اين عمل تا حدى در اثر نامه‌هاى مارى و همچنين به علت رشوه دادن انگليسىها و هلندىها به مأموران ايرانى صورت گرفت . نتيجه اين شد كه ميشل نتوانست كارى انجام دهد ، در صورتى كه به مارى اجازهء رفتن به دربار داده شد . هنگامى كه اين زن به آنجا رسيد ، اعتماد الدوله از او پذيرايى كرد و او را به حرم سراى شاهى برد و مطابق گفتهء خود او نسبت به او همه گونه احترام مرعى داشتند . « 5 » روز بعد ، شاه به مارى اجازهء بازگشت داد و او به تبريز مراجعت كرد . پس از مدتى ، ميشل توانست به اردوگاه شاهى راه يابد ولى دشمنانش نگذاشتند كه با اشخاص مهم تماس بگيرد و چون اعتبار نامه‌اى نداشت و اشخاصى به ضرر او تحريكات مىكردند موقعيت او خوب نبود و ناچار مجبور به بازگشتن شد و در اواخر آوريل 1707 به سلطانيه رسيد و در آنجا اسقف پيدو دو سنت اولن را ، كه به زحمت از همدان به آنجا رسيده بود ، ملاقات كرد . سپس هر دو با هم به ايروان رفتند ولى در اثر تحريكات امامقلى بيگ به زندان افكنده شدند . اين شخص به ميشل و اسقف توصيه كرد كه از زندان بگريزند و به تركيه بروند ولى آنها اين رفتار را شايستهء مقام خود ندانستند و بنابراين آن را نپذيرفتند . « 6 » و به وسايلى كه معلوم نيست آزادى خود را بازيافتند و به تبريز رفتند و در آنجا مارى را ديدند . اين زن كه حالش
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 18 . ( 2 )Easton. ( 3 ) . نمايندهء كمپانى انگليسى هند شرقى استون را بعدا سخت ملامت كرد و فرمان داد كه هيچ مبلغى نبايد به ميشل قرض داده شود . ميشل در اين وقت احتياج شديدى به پول داشت . زيرا مجبور بود نه تنها مبالغى جهت خود بلكه سى و دو نفر فرانسوى و هجده مستخدم فراهم آرد -Ferriols Correspondance , p . 190 .( 4 ) . بايگانى وزارت امور خارجه فرانسه ، جلد دوم ، ورقb282 . ( 5 ) . همان كتاب ، جلد دوم ، ورقa259 . ( 6 ) . اسقف پيدو دوسنت اولن ، همان كتاب ، ص 539 .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 388 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى