وزير اعظم ، كه نمىدانست تركيه از تسهيل تجارت ميان ايران و فرانسه چه منافعى خواهد برد ، ابتدا نمىخواست به هيئت اعزامى اجازهء حركت بدهد ولى عاقبت راضى شد و فابر و مارى ( كه در اين وقت لباس گرجى بر تن داشتند ) به اتفاق سفير ايران كه به اصفهان باز مىگشت عازم مرز ايران گرديدند ، و براى آن كه بقيهء هيئت از حلب حركت كند و جداگانه به ايران برود ، ترتيباتى داده شد .
در ژانويهء 1706 فابر و مارى از سر حد ايران گذشتند و به ايروان رسيدند . در اينجا محمد خان ، حاكم شهر ، آنها را به خوبى پذيرفت و ورود آنها را به دربار خبر داد و تقاضاى ارسال دستور كرد .
فابر ، كه خود را شخص مهمى مىدانست ، از محمد خان خواست كه روزانه مبلغ ششصد ليور به عنوان مقررى سفير به او بدهد ( اين مبلغ ده برابر مقدار معمولى بود ) و نيز روزانه صد ليور براى مارى پتى به عنوان « فرستادهء شاهزاده خانمهاى فرانسوى » تعيين كند . سپس يكى از كشيشان يسوعى مقيم ايران ، به نام پرلئونار مسنيه « 1 » ، را براى خدمت به هيئت اعزامى منصوب كرد . چندى بعد از اين ، يكى از مستخدمان فرانسوى كه ظاهرا مارى پتى پرتقالى به سرش كوفته بود تصميم گرفت اين زن را بكشد . « 2 » مارى پتى كه در اين وقت بر روحيهء خان ايروان مسلط شده بود ، او را واداشت كه آن مرد را دستگير و در زندان شهر محبوس كند . مسنيه كه نسبت به مارى پتى نظر خوبى نداشت اين واقعه را به ساير اعضاى هيئت اعزامى كه بعد از مدتى توقف در ارزنة الروم « 3 » به حدود مرزهاى ايران رسيده بودند اطلاع داد .
هنگامى كه اين عده وارد شدند ، يك راست براى آزاد كردن مستخدم محبوس به زندان رفتند و درها را گشودند و او را آزاد كردند و به ساختمانى كه براى هيئت اعزامى در نظر گرفته شده بود رفتند . وقتى خان از اين گستاخى آگاهى يافت ، خواستار تسليم مرد زندانى گرديد ، ولى فرانسوىها مانع شدند . خان نيز محل اقامت آنها را در محاصره گرفت و در زد و خوردى كه روى داد دو ايرانى كشته و چند نفر ديگر زخمى شدند . عاقبت ايرانىها در نتيجهء تفوق خود توانستند آن ساختمان را با حمله بگيرند و تمام ساكنان آنجا را ، كه شامل پر مسنيه و ژوزف فرزند چهارده سالهء فابر بود ( مادام فابر به اين كودك اجازه داده بود به هيئت اعزامى ملحق شود ) ، زندانى كنند .
ايرانىها از آنچه روى داده بود چنان خشمگين بودند كه مىخواستند پر مسنيه را به قتل برسانند
هامش
( 1 ) . مسنيه كه اهل آكى تن( Aquitaine )بود در سال 1675 تولد يافته بود ، وى سالها به عنوان مبلغ در ارمنستان خدمت مىكرد و رئيس هيئت يسوعى بود . جد او در سال 1724 در گذشت .
( 2 )Michaud's Biographie universelle , vo 1 . XXXII ..
( 3 ) . همچنان كه درBiographie universelleدربارهء مارى نوشته شده است ، اين زن خان ايروان را ترغيب كرد كه براى پاشاى ارزنة الروم پول بفرستد تا هداياى اهدايى به شاه را كه وى ضبط كرده بود ارسال دارد و به اعضاى هيئت اجازهء حركت بدهد .