تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
آغاز مبلغ چهار هزار تومان از انگليسىها مطالبه كرد ولى به زودى آن مبلغ را به نصف تقليل داد و پس از آن كه دريافت كه انگليسىها پول نقد ندارند ، از مطالبهء همان مبلغ هم چشم پوشيد . وزراى او مىخواستند كه كمپانى از تمام امتيازاتى كه دريافت داشته بود صرف نظر كند و مىگفتند كه بايد فرامين جديدى در اين خصوص صادر شود . ولى مبلغى كه براى اين منظور مطالبه مىكردند زياد نبود و نمايندهء انگليسىها ، اگر چه در فراهم كردن آن مبلغ دچار اشكالاتى شد ، صلاح در اين دانست كه تن در دهد . وى در نامه‌اى كه در تاريخ 9 ژوئيه 28 ژوئن 1726 به لندن فرستاد نوشته بود : « از وقتى كه امور خود را براى رؤساى محترم شرح داديم ، از طرف حكومت جديد زحمتى نديده‌ايم و به نظر مىرسد كه شاه اشرف مايل است تجارت دوباره رونق گيرد زيرا فرامينى براى كارمندان انگليسى و هلندى در گمبرون ارسال داشته است تا مانع از هر گونه هتاكى نسبت به آنها بشود ، و لو اين كه جزئيات آن فرامين را نمىدانيم . » متأسفانه نظريهء مساعدى كه دولت جديد دربارهء تجارت داشت ارزش محدودى داشت ، زيرا نه فقط قسمت عمدهء كشور در دست روس‌ها و ترك‌ها بود ، بلكه در شهرهايى كه مردم آنها ظاهرا از اشرف اطاعت مىكردند عده‌اى مدعى تاج و تخت برخاستند كه مىكوشيدند با زور به منظور خود نايل آيند . « 1 » گذشته از اين ، قواى مختصرى كه در اختيار اشرف بود ، نمىتوانست جلوى حملات متعدد طوايف بلوچ و ديگران را بگيرد . يكى از مدعيان تاج و تخت كه خود را سلطان محمود ميرزا ، ارشد اولاد شاه سابق ، مىدانست ، در اواخر 1725 در سواحل خليج فارس ظاهر شد . در يادداشت‌هاى روزانهء گمبرون ، مورخ 23 ر 12 دسامبر ، نوشته شده است كه شخص مذكور مىكوشد قوايى براى مقابله با افغان‌ها فراهم آورد ( افغان‌ها در اين وقت از آن نواحى عقب نشينى كرده بودند ) تا به مقصود خود نايل شود . در همان روز ، يكى از سرداران آن « شاه‌زاده » كه نمايندگان كمپانى او را به نام « شرى ارى » « 2 » مىخواندند با هفتصد سرباز « براى كمك به حاكم » وارد گمبرون شد . در همان تاريخ ذكر شده است كه سهم كمپانى از عايدات گمركى گمبرون سه سال عقب افتاده است . ولى پس از تحقيق معلوم شد كه وضع تجارت آن قدر خراب بود كه عايدات بندر كم‌تر از هزار تومان در سال بود و اين مبلغ را هم كمپانى مطالبه مىكرد . يكى از علل خرابى تجارت آن بود كه شيخ رشيد ، اهل باسعيدو « 3 » ، كشتىهايى را كه به گمبرون مىرفت مجبور مىكرد در بندر خودش لنگر اندازند
هامش
( 1 ) . - اواخر فصل دوازدهم . ( 2 ) . كمپانى او را به همين اسم مىخواند . اين نام ممكن است از « شهريار » يا « شهريارى » آمده باشد . سربازان انگليسى در هندوستان نيز « سراج الدوله » را « سر راجر دولر »( Sir Roger Dowler )مىخواندند ! ( 3 ) . باسعيدو در قسمت غربى قشم واقع است . شيخ رشيد مربوط به اعراب هواله و جواسمى بود .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 366 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى