دارد كه در ازاى دريافت مبلغى هنگفت قلعه را به او واگذارند . متصديان مذكور اين پيش نهاد را نپذيرفتند ولى به هلندىها اجازه دادند پرچمى بر فراز آن برافرازند .
هنگامى كه اين خبر به اصفهان رسيد ، اشرف بسيار خشمگين شد ، زيرا چندى قبل از اين حادثه ، سيد عبد الله ، والى سابق عربستان ، را كه شخص بدنامى بود به فرماندهى كل قواى خود در گرمسيرات ، يا نواحى مجاور خليج فارس و خليج عمان ، منصوب كرده بود . در اين وقت به سيد عبد الله فرمان داد كه براى باز گرفتن هرمز از دست هلندىها شتابان به گمبرون برود . در همان زمان به برودخان ، حاكم گمبرون « 1 » ، پيغام فرستاد كه رئيس هلندىها و زير دستانش را تحت الحفظ به اصفهان بفرستد .
برود خان پس از دريافت اين پيغام ، پطر تلام و بازرگانى به نام مولن گراف و ميشل زه ، نمايندهء هلندىها را در بصره كه تصادفا در آن وقت در گمبرون بود بازداشت كرد . نمايندهء انگليسى پس از اين حادثه كوشيد كه وساطت كند ولى برود خان گفت كه سر از فرمان نمىپيچد و كسى نبايد مداخله نمايد .
تقريبا در همين زمان سيد عبد الله با هزار و چهار صد نفر سرباز به گمبرون رسيد و به ملاقات پطر تلام در زندان رفت و به او هتاكى كرد و فرمان داد او را با دوستانش به زنجير ببندند .
سپس براى آزاد كردن او مبلغ كلانى مطالبه كرد ، « 2 » و بعد از انگليسىها جهت بازگرفتن هرمز ( كه ظاهرا هلندىها آن را اشغال كرده بودند ) كمك خواست . نمايندهء انگليسىها حاضر به همكارى شد و پيش نهاد كرد كه اول قلعه را محاصره كنند . ولى قبل از آن كه ترتيبى براى اين كار داده شود ناوبانى هلندى به نام فن اسلينگه لاندت « 3 » با جمعى سرباز در حدود 150 نفر به خانهء حاكم كه تلام و دو نفر از يارانش در آنجا زندانى بودند حمله برد .
به محض آن كه اين حمله آغاز شد ، محافظان زندانىها را چند زخم زدند و گريختند . وقتى كه فن اسلينگه لاندت و سربازانش به اتاق زندانيان رسيدند ، مولن گراف كه در هر دست تپانچهاى گرفته بود فرياد زد : « رفقا ، خوش آمديد ، ما زخمى شدهايم . » « 4 » بعد معلوم شد كه ميشل زه در گذشته است و پطر تلام ، مثل مولن گراف ، زخمى شده و به حال ضعف به زمين افتاده است .
نجات دهندگان آن دو نفر زخمى را به محل كار هلندىها بردند ، ضمن اين كه سربازان سيد عبد الله به سوى آنها شليك مىكردند و ناگهان مولن گراف بدبخت دوباره زخمى شد . او و پطر تلام در همان روز درگذشتند . « 5 » باعث تأسف است كه براى تلام چنين وضعى پيش آمد ، زيرا
هامش
( 1 ) . وى جانشين خسرو خان شده بود .
( 2 ) . وى دو ميليون گيلدر مطالبه مىكرد . -Dunlop , op . cit , p . 260( 3 )Slingelandt.
( 4 )Dunlop , op . cit . p . 260.
( 5 ) . ايضا - يادداشتهاى روزانهء گمبرون( Gombroon Diary )، ميان 4 و 29 سپتامبر 1728 .