به مصايب خود و يارانش ضمن محاصرهء شهر اشاره مىكند ، متذكر مىشود كه « امان الله حقيقتا شخص كاملا بىشرف و زيرك و مغرور و ظالمى است و در تعقيب و آزار مردم پافشارى مىكند .
اگر چه مجبور شديم به ملاقاتش برويم و او ظاهرا با ما به ادب رفتار كرد ، ولى هنوز به محل كار خود برنگشته بوديم كه ديديم عهد و پيمانهاى اين افعى مثل اشكهاى تمساح و مانند بركتى قبل از اذيت است . »
فيليپس سپس مىنويسد : بعد از آن كه افغانها اسنادى را كه طبق آنها كمپانى مبلغى پول از ارامنه قرض كرده بود به دست آوردند ، « غرش كنان » به محل كار انگليسىها آمدند و گفتند بايد فورا آن مبلغ را بپردازند و ضمنا منشى و ساير مستخدمان را كتك زدند . به محض آن كه به محل سكونت نمايندهء انگليسىها رسيدند ، خوشبختانه خواجه ماركر ارمنى وارد شد و مزاحمان را متقاعد كرد بازگردند . بعدا امان الله به فيليپس اطلاع داد كه اگر حمايت او را طالب است بايد هديهء مناسبى تقديم دارد . فيليپس كه تقريبا پولى نداشت ، بستهء كوچك سر به مهرى كه محتواى جواهراتى به بهاى چندين هزار تومان بود ، و شاه سابق در گرو مبلغى قرض به كمپانى سپرده بود ، باز كرد و يك دانه الماس براى تقديم به امان الله از آن برداشت . از آنجا كه لازم بود آن بسته دوباره مهر شود ، فيليپس آن را نزد محمد قليخان اعتماد الدوله سابق برد كه در اين وقت مورد توجه افاغنه بود و قول داده بود تا آنجا كه مىتواند منافع انگليسىها را حفظ كند . ولى فيليپس با نهايت تعجب ديد كه محمد قليخان پيش از آن كه مهر خود بر سر آن بسته بگذارد ، دست در آن فرو برد و جواهراتى به بهاى دو هزار تومان از آن برداشت ، به بهانهء آن كه حقيقتا متعلق به اوست .
فيليپس بىچاره مجبور شد تن در دهد .
چندى بعد از اين حادثه ، محمد نشان كه موفق شده بود مقدارى پول از هلندىها به زور بگيرد ، توجه خود را معطوف به انگليسىها كرد و آنها را مجبور ساخت جواهراتى را كه شاه سابق در نزد كمپانى به گرو گذاشته بود به او بدهند . گذشته از اين ، امان الله كه از آن يك دانه الماس راضى نبود مطالبهء هديهاى به بهاى 150 تومان كرد . چون فيليپس ديگر پولى نداشت ، مجبور شد اين مبلغ را از مترجم خود ، استفان ماركر ، بگيرد و دريافت كه تقديم پول مفيدتر است . « 1 » امان الله كه موقتا راضى شده بود ، به كمپانى اجازه داد كه كشيش جان فراست و اسميت و ساير سربازان اروپايى را به گمبرون اعزام دارد . الكساندر مالابارى با اين هيئت ، كه در اوايل آوريل 1723 از اصفهان بيرون رفت ، همراه شد . علت آن كه فيليپس اين اشخاص را از پاى تخت بيرون فرستاد اين بود كه بهاى اجناس هنوز گران بود و او نمىتوانست براى آن عده غذا تهيه كند .
ولى در گمبرون اين كار آسانتر بود .
هامش
( 1 )Persia and the Persian Gulf Record , vo 1 . XIV ..