در گمبرون تفريحات كمى وجود داشت و از اين جهت بود كه اروپايىهاى مقيم آنجا به نوشيدن مشروبات الكلى مىپرداختند . « 1 » جهان گرد هلندى جان اشترويس « 2 » كه از گمبرون در سال 1671 عبور كرد مىنويسد كه اشخاص زيادى در آنجا يافت مىشوند كه « خود را با نوشابهء مخصوصى نابود مىكنند . وقتى انسان اين نوشابهء گوارا را مىچشد ، نمىتواند از نوشيدن آن خوددارى كند و يك نوع گيجى و تب و تغييراتى به وجود مىآورد كه متدرجا بدن را از بين مىبرد و كسانى كه به افراط از آن نوشيدهاند مردهاند . » « 3 »
همچنين خطر افراط در نوشيدن مسكرات درگمبرون را متذكر مىشود و مىگويد :
« اروپايىها در نتيجهء زياده روى در نوشيدن مسكرات ، و فسق و فجور نظير آن ، زودتر به استقبال مرگ مىروند و قبرستانى در نزديك شهر دارند كه پر از گور است . » « 4 »
چارلز لاكير « 5 » كه در سال 1705 در گمبرون بود از پذيرايىهاى مجالس هلندىها در اين بندر تعريف مىكند و مىگويد اگر از اين نوع مجالس مست و لا يعقل بيرون نروند معجزه است .
مندرجات مدارك كمپانى انگليسى هند شرقى و كمپانى هلندى هند شرقى در گمبرون بسيار غم انگيز است ، زيرا در آن اشارات مكررى به مرگ اعضاى آنها در سن پايين ديده مىشود و ترديدى نيست كه عدهاى از آنها در نتيجهء افراط در مصرف مشروبات الكلى مردند . « 6 »
ولى تمام كاركنان آن دو كمپانى مجبور نبودند اوقات خود را در هواى ناسالم گمبرون بگذرانند بلكه بر حسب وظيفهاى كه داشتند به شيراز و اصفهان و كرمان و ساير جاها كه هوا نسبتا سالمتر بود مىرفتند .
در اواخر قرن هفدهم گمبرون بسيار وسيع و مهم شد ، به طورى كه رؤياى شاه عباس كه مىخواست آن را بندر عمدهء مملكت خود كند به تحقق پيوست . اسكلهاى به طول يك ميل در كنار دريا ساخته شد ولى كشتىهاى بزرگ به علت عمق كم آب نمىتوانستند كنار آن لنگر بيندازند . چنين كشتىهايى مجبور بودند در مسافت دورترى توقف كنند و كالاهاى آنها را با
هامش
( 1 ) . اطلاعاتى دربارهء استعمال پنج( Punch )در هندوستان و مواد متشكلهء آن در كتاب اين جانب ،Famous Cities of Iran، صفحات 108 - 109 ، ( 1939 ) يافت مىشود .
( 2 )Stroys.
( 3 )The Voyages and Travels of John Struys ( London , 1684 ) P . 350. ( 4 ) . همان كتاب ، جلد اول ، ص 95 .
( 5 )Lockyer.
( 6 ) . مديران كمپانى هلندى هند شرقى در هندوستان ظاهرا از اين خطر واقف بودند ، زيرا نوشيدن چاى را به جاى مشروبات الكلى تشويق مىكردند و به قول اوينگ تن( Ovington )در اين امر بيش از انگليسىها توفيق يافتند . در حقيقت ، در مؤسسات آنها « قورى هرگز از روى آتش برداشته نمىشد . »
-Voyage to Surat in 1689 ( Oxford , 1929 ) , p . 180، اثر اوينگ تن .