دكتر جان فراير « 1 » ، كه در همان ايام از گمبرون ديدن كرد ، مىنويسد كه ملوانهاى انگليسى كه به آن بندر مىآمدند ، از گرماى شديد آن شكايت داشتند و از راه تمسخر مىگفتند كه ميان گمبرون و دوزخ فاصلهء كوتاهى بيش نيست . « 2 » دوبروين كه در پاييز 1705 مبتلا به تب شديدى در گمبرون شد به تعداد زياد متوفيات در آن شهر اشاره مىكند و بعد از آن كه مرضى را كه در نتيجهء كرمهاى پيوك ايجاد مىشود شرح مىدهد ، مىنويسد :
« براى تنبيه بدكاران مجازاتى بدتر از مجبور كردن آنها به زيستن در اين شهر نيست . اكثر اوقات اشخاص شايسته و معروفى كه به قصد جمع ثروت به آنجا مىآيند ، قبل از آن كه به آرزوى خود برسند به چنگ مرگ گرفتار مىشوند . » « 3 »
الكساندر هميلتن هم عقايد مشابهى اظهار مىدارد و مىگويد : « گمبرون محل بدى است و فاقد احتياجات بشرى ، به استثناى ماهى و گوشت گوسفند ، است . با وجود اين ، سالها به علت تجارت پر جمعيت بوده و جيب بازرگانان تهى دست را پر كرده است . » « 4 »
تونو « 5 » خوشبينتر بود و عقيده داشت كه بهترين طريقه براى حفظ سلامتى در بندر عباس آن است كه غذاى مخصوصى به طور منظم بخورند و به اندازهاى در خوردن آن جانب اعتدال را نگاه دارند كه هميشه اشتها داشته باشند . همچنين براى پاكيزه كردن آب ، آهن گداختهاى را در آن فرو برند و بعد مواد خارجى آن را با پارچهء كتانى بگيرند . به اين ترتيب ، هميشه خوش و خرم خواهند بود . « 6 » ترديدى نيست كه اكثر مطالبى كه در بالا نقل كرديم تا حدى اغراق آميز است . « 7 » ولى بايد به خاطر داشت كه در آن ايام علم طب قادر نبود بيمارىهايى را كه در محلهايى مانند گمبرون وجود داشت معالجه كند . گذشته از اين ، بسيارى از اروپايىهايى كه در آن محل زندگى مىكردند اقدامات احتياطآميز براى حفظ سلامتى خود به جا نمىآوردند .
هامش
فقط سه ساعت اقامت در آنجا باعث هلاكت مىشود . به همين علت بود كه محل مذكور به « گور بازرگان » معروف شده است .
( 1 )Fryer.
( 2 )A New Account of the East Indies and Persia , p . 224. ( 3 ) . سفرنامه ، ج 2 ، ص 74 .
( 4 ) . همان كتاب ، جلد اول ، ص 92 .
( 5 )Thevenot.
( 6 )Travels , part II , p . 137.
( 7 ) . اين قسمت را كه از كتابThe Persian Gulf Pilot( چاپ هفتم ) ص 167 ، اقتباس شده است با مطالب فوق مقايسه كنيد :
« هواى بندر عباس ناسالم نيست ؛ و از اكتبر تا آوريل كاملا مطبوع است . در زمستان هنگامى كه كوههاى واقع در شمال از برف پوشيده مىشود ، هوا خنك و فرح بخش است . در تابستان گرماى اين كوهها به دشت پايين منعكس مىشود و هوا مرطوب ، گرم و سست كننده است . ولى طورى نيست كه براى اروپايىهايى كه منازل مناسبى دارند غير قابل تحمل باشد و نسيمهايى كه از خشكى و دريا به طور منظم مىوزد ، باعث گرما مىشود امراضى كه در آن محل بيشتر شيوع دارد عبارت است از تب مالاريا و امراض پوستى . ساير بيمارىهاى واگيردار وجود ندارد . »