پاىتخت و در قصر پادشاه كرد . اولياى امور ايران نيز چند محل به آنها نشان دادند و كمپانى اين يكى را انتخاب كرد ، زيرا در مركز تجارى شهر و در مجاورت دربار بود . » « 1 »
از اين قصر و باغ زيبا چيزى به جاى نمانده است ولى نام كاروانسراى كوچكى كه در محل آن بنا شده هنوز دورهاى را كه نمايندگان كمپانى هند شرقى در آن ناحيه زندگى مىكردند به خاطر مىآورد . اين كاروان سرا امروزه به نام تيمچهء فرنگىها معروف است و در آخر كوچهاى است كه از قسمت عمدهء بازار قيصريه به طرف غرب امتداد دارد . ساختمانهاى نيمه مخروبهاى كه در اطراف حياط مركزى بنا شده محل اقامت رنگرزها و قلم كارهاست و پارچههاى آنها در حياط در زير آفتاب براى خشك شدن قرار دارد . « 2 » شاردن حق داشت موقعيت مناسب اين قصر را ياد آور شود .
زندگى در محل كمپانى در اصفهان محدودتر از گمبرون بود . با وجود اين ، جفريس ، « 3 » كه يكى از كاركنان كمپانى در اصفهان بود ، در ماه اوت 1620 مىنويسد كه دربان و دو نفر فرارى از كشتى آن قدر مشروب نوشيدند كه دو نفر از آنها كه هوشيارتر بودند مجبور شدند ديگرى را با خود حمل كنند . « 4 »
ب - مركز كمپانى هلندى هند شرقى مركز كمپانى هلندى هند شرقى در اصفهان قدرى در شمال مركز كمپانى انگليسى قرار داشت و از آن امروزه چيزى بر جاى نمانده است و حتى تعيين محل آن با دشوارى صورت مىگيرد . شاردن مىنويسد كه محل كمپانى در مجاورت « مدرسهء صفويه » بود . اين مدرسه نيز از بين رفته است و چند سال قبل مدرسهء ديگرى به نام « مدرسهء شاهزادهها » در محل آن تأسيس شد . مركز كمپانى هلندى در قسمت شمال واقع در ناحيهاى است كه فعلا قسمتى از آن به صورت زمين باير و قسمت ديگر داراى ساختمانهاى جديد و چند باغ است . « 5 » مركز كمپانى هلندى موقعيت مركز كمپانى انگليسى را نداشت ، زيرا خارج از مركز تجارى شهر و دربار بود . به علاوه ، با محلهء بدنامى مجاورت داشت . « 6 »
شاردن شرح عجيبى دربارهء هيوبرت و يس نيچ ، كه يكى از نخستين پايه گذاران كمپانى هلند شرقى در ايران بود ، مىنويسد و متذكر مىشود كه وى چگونه قصرى را كه محل كمپانى شد به
هامش
( 1 )Voyages , vo 1 VII , pp . 403 - 4.
( 2 ) . از دوست خود ، آقاى والتر ، رئيس سابق بانك شاهنشاهى ايران ، و آقاى اكبرزادهء اصفهانى بسيار متشكرم كه مرا در يافتن تيمچهء فرنگىها يارى كردند . بدون كمك آنها ميسر نبود كه اين تيمچه را پيدا كنم و آن را با محل سابق كمپانى هند شرقى مربوط بدانم .
( 3 )Jefferis.
( 4 ) . منقول از مقالهء آقاى يول( Yule )در مجلهء 327The Asiatic Quarterly Review ( 1888 ) , vo 1 . V , p .( 5 ) . آقاى اكبرزاده مرا به اين محل راه نمايى كرد .
( 6 ) . - سفرنامه شاردن ، ج 7 ، ص 416 .