تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
شد و با گذشت روزگار نسبت به امور كشورى اندك اندك بىعلاقگى نشان داد و كارها را به دست وزيران خود سپرد ؛ « 1 » همچنين مردى تند خو و ظالم و خون آشام بود . « 2 » از ميان كسانى كه وى به قتل رسانيد مىتوان امام قلىخان ، حاكم معروف فارس ، را نام برد . « 3 » چند تن از رهبران نظامى ديگر نيز به دست او كشته شدند . نبودن فرمان‌دهان لايق و مجرب باعث شكست ايران در جنگ با تركيه شد و ايران در سال 1638 بغداد را از دست داد ( يك سال قبل از آن پادشاه مغول ، شاه جهان ، قندهار را تصرف كرده بود . ) عهد نامهء زهاب ، كه در سال 1639 منعقد شد ، به جنگ‌هاى ممتد ايران و تركيه خاتمه داد و دوران صلح حاصل از آن بيش از هشتاد سال ادامه يافت . در اين ضمن شاه صفى توانست كه پيش نهاد سارو تقى را مبنى بر ازدياد « خاصه » در مقابل « ممالك » به مرحلهء اجرا بگذارد . چنان كه گفتيم يكى از نتايج صلح بعد از 1639 اين بود كه سربازان ايرانى به تدريج روح شهامت و انضباط خود را از دست دادند و با گذشت زمان سست عنصر شدند . اگر چه شاه صفى به طور كلى تند خو و ستمگر بود ، و ليكن با عيسويان به ملاطفت و ملايمت رفتار مىكرد ؛ و اين نكته مىرساند كه چرا مبلغان مسيحى كه در زمان او در ايران بودند ، به ناحق اخلاق بهترى به او نسبت داده‌اند . « 4 » بعد از مرگ شاه صفى ، كه در نتيجهء باده نوشى يا مسموم شدن اين پادشاه روى داد ، پسرش عباس در سال 1642 در حالى كه بيش از ده سال نداشت جانشين او شد . عباس در اين زمان از توطئه‌هاى حرم سرا به دور بود و اين نكته مىرساند كه چگونه وى توانست عظمت و كفايت جد بزرگ خود را نشان دهد . در سال 1648 شاه عباس ثانى قندهار را از مغولان گرفت و در اواخر عمر كوشيد به نظام سر
هامش
( 1 ) . كروسينسكى در كتاب, History of the Revohution of Persia , p . 33مىنويسد كه وى به ندرت در امور كشورى مداخله مىكرد و تمام عمر را به باده‌گسارى يا در مصاحبت زنان و يا در شكار مىگذرانيد . به طورى كه اگر آن قساوتى را كه سلطنت او را لكه دار كرده است از خود نشان نمىداد كسى ملتفت نمىشد كه او پادشاه است . جانس هنوى( Janas Hannway )در سفرنامهء خود ، جلد سوم ، صفحهء 20 ، مطلبى مىنويسد كه ظاهرا از عبارات فوق اقتباس كرده است . ( 2 ) . - كتاب كروسينسكى ، صفحات 30 - 33 ، و يادداشت لانگلسvo 1 . x , pp . 197 - 8 ' ( Langles ).« Notice Chronologique de la Perse »در كتاب سفرنامهء شاردن . تاورنيه هم مواردى را از قساوت او ذكر مىكند ، - سفر نامهء او صفحات 168 - 171 . دانلپ كه از تاريخ كمپانى هلندى هند شرقى اطلاع دقيقى داشت در كتاب خود بنامperzieصفحهء 229 او را « شخص دايم الخمر و ظالم و تندخويى » معرفى مىكند . ( 3 ) . بنابر قول تاورنيه ( سفرنامه ، ص 165 ) قتل امام قلىخان در نتيجهء تحريكات ملكهء مادر بود ( پسرانش هم به همين علت كشته شدند ) . ( 4 ) .A Chronicle of the Carmelites in Persia , vo 1 . 1 . pp . 314 - 16
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 22 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى