و ترجيح داد با تركيه وارد جنگ نشود . « 1 » ترديدى نيست كه به علت ضعف قشون ايران و خراب شدن روحيهء سربازان در آن وقت ، عكسالعمل پادشاه عاقلانه بود ، ولى احتمالا اين تصميم در نتيجه سستى و بىحالى او بود و ربطى به مصلحت انديشى نداشت .
با گذشت روزگار ، شاه سليمان بيشتر در حرم سرا ماند و بيشتر معتاد به مشروبات الكلى شد . « 2 » شاردن كه مثل سانسون از حال او به خوبى اطلاع داشت مىنويسد : « نمىتوان باور كرد كه تاب و تحمل اين پادشاه در نوشيدن مشروب تا چه اندازه است . در سويس و آلمان كسى پيدا نمىشود كه با او رقابت كند . » « 3 » در جاى ديگر « 4 » مىگويد : « شاه تقريبا هميشه مست است و معالوصف چنان مستبد است كه هر فرمانى مىدهد و لو در خواب باشد بايد بىدرنگ اجرا شود . » اين پادشاه بزرگان و اشراف را نيز مجبور مىكرد مشروب بخورند و از اين كار ، همانطور كه سانسون مىگويد ، منظور معينى داشت : « شراب باعث مىشود كه مردم حقايقى را كه در هوشيارى پنهان مىكنند ، در مستى اظهار دارند . » « 5 » بنابراين نمىتوان گفت كه در ايران واقعا پادشاهى سلطنت مىكرد ، و فساد دستگاه متدرجا زيادتر مىشد . شاردن كه در اوايل سلطنت شاه سليمان در ايران بود ، از انحطاط تدريجى كشور به خوبى آگاهى داشت ، مىنويسد : « پيروزىهاى شاه عباس ، يكى از آخرين پادشاهان ايران ، در جنگ با ملل همسايه ، بدون داشتن سرباز خارجى ، نشان مىدهد كه ايران مىتواند با قدرت و شجاعت مردمش به پيشرفتهاى بزرگى نايل بشود . ولى دوران ممتد صلحى كه بعد از مرگ اين پادشاه بزرگ آغاز شده است و خونريزىهاى جانشينان او اين شجاعت را از بين برده و تقريبا اين قدرت را نابود كرده است . تجمل ، شهوت پرستى و تنبلى از يك طرف و ادبيات از طرف ديگر ايرانيان را زن صفت به بار آورده است . » « 6 »
در زمان شاه سليمان ، زجر و تعقيب مذهبى رو به شدت گذاشت . اين پادشاه مثل شاه صفى اگر چه اقدامى براى حمايت عيسويان مقيم ايران نكرد ، ولى نمىتوان گفت كه خود متعصب بود .
يكى از كشيشان كار ملى در اول اكتبر 1672 از اصفهان نوشت :
« از ابتداى سلطنت اين پادشاه ، عيسويان گرفتار ظلم و ستم و تعقيب شدهاند . اى كاش اين
هامش
( 1 ) . سانسون ، همان كتاب ، ص 141 .
( 2 ) . محمد محسن در زبدة التواريخ ( ورقa203 ) نوشته است كه شاه سليمان هفت سال در حرم سرا بدون بيرون آمدن از آن گذرانيد . همچنين - تاريخ ايران ، تأليف سرجان ملكم ، جلد اول ، صفحات 591 - 592 .
( 3 ) . سفرنامه ، جلد نهم ، ص 330 .
( 4 ) . همان كتاب ، ص 332 .
( 5 ) . همان كتاب ، ص 68 . قابل توجه است كه اظهارات فرانسوا دو كالير( Calliere )را كه سياست مدار و نويسندهء آن عهد بود با اين موضوع مقايسه كنيم . وى در كتاب خود به نام :De la Maniere de Negocier avec les Souverains ( Brussels , 17 . 18 ) , p . 78 .مىنويسد كه سفير بايد ميزى پر از اغذيه و اشربه داشته باشد ، مخصوصا اگر مذاكراتى در جريان باشد ، زيرا « غذاى خوب مدعوين را به هم نزديك و ايجاد صميمت و يگانگى مىكند و حرارت شراب غالبا اسرار مهم را آشكار مىسازد . » در واقع ، حقيقت در شراب است !
( 6 ) . سفرنامه ، جلد پنجم ، صفحات 294 - 295 .