طهماسب در نامهاى كه به سلطان عثمانى نوشت وى را از تصرّف مجدّد اصفهان آگاه ساخت و بدون ترديد در اثر ترغيب نادر بود كه از سلطان خواستار شد ايالاتى را كه قشونش اشغال كرده ، به ايران بازگرداند . سپس طهماسب سفيرى به نام رضاقلى خان شاملو به قسطنطنيه فرستاد و تقاضاى استرداد ايالات اشغالى را كرد و پيغام داد كه در صورت امتناع باب عالى ، به جنگ متوسل خواهد شد . رضاقلى خان موفّق شد عهدنامهاى با تركها ببندد و آنها را وادارد كه ايالات اشغالى را به ايران بازگردانند و اين كشور ساليانه مبلغى به تركيه بپردازد تا جبران مخارجى را كه باب عالى متحمل شده است بكند .
نادر ، كه هميشه جنگ را براى تسويهء اختلافات مناسبتر مىدانست ، منتظر امضاى عهدنامه نشد و در آوريل 1730 ، بعد از شكست غلجايىها ، بىدرنگ به تركها در نهاوند حمله برد . در محارباتى كه به وقوع پيوست نادر قسمت غرب ايران را از وجود دشمن پاك كرد و بخش اعظم آذربايجان را به تصرف در آورد . اگر ابدالىها سر به شورش بر نداشته بودند ، نادر مسلما تركها را بيرون كرده بود ، زيرا شورش مذكور وى را مجبور ساخت دست از جنگ با تركها بكشد و براى سركوبى ابدالىها به خراسان بشتابد .
در غياب او طهماسب ساده لوح به تركها حمله كرد ، ولى شكست سختى خورد و مجبور شد عهد نامهاى با شرايط ننگين منعقد كند . نادر بعد از بازگشت از خراسان آن عهد نامه را نپذيرفت و دوباره به تركها حمله برد و آنچه را كه طهماسب از دست داده بود مجدّدا تصرف كرد و با وجود شكست سختى كه در بينالنهرين خورد ، تمام آذربايجان را از چنگ دشمن بيرون آورد . در نتيجهء معاهدهاى كه نادر با احمد پاشا ، در 19 دسامبر 1733 ، منعقد ساخت تركيه از ادعاى مالكيت ايالاتى كه تصرّف كرده بود چشم پوشيد و حاضر شد به حدودى كه در عهدنامهء زهاب در سال 1639 تعيين شده بود بازگردد .
2 - روابط طهماسب با روسيه از 1725 تا 1730
در آغاز اين دوره ، طهماسب هم چنان از تصويب عهدنامهاى كه اسماعيل بيگ در سال 1723 بسته بود خوددارى مىكرد . و اگر چه روسيه بارها قول داده بود كه اگر طهماسب به آن كشور پناهنده شود با او به خوبى رفتار خواهد شد ، ولى وى نمىپذيرفت . گذشته از اين ، وقتى در اكتبر 1725 ژنرال لواشف به وى نوشت كه اگر قواى ايران از اردبيل فراتر برود ، وى حاضر است با او عليه تركها همكارى كند ، طهماسب ظاهرا توجهى به اين پيشنهاد نكرد . « 1 »
ولى طهماسب در نتيجهء شكستهاى سختى كه در دسامبر 1725 از اشرف خورد ، در ماه
هامش
( 1 ) . بوتكوف ، جلد اول ، ص 85 .