مىنويسد كه وزير اعظم به نپلويف اطلاع داده است كه باب عالى آن قدر در جنگ با ايران پول خرج كرده است كه مايل است تا زمانى كه وضع طهماسب و اشرف معين نشده اقدامى نكند و منتظر پيروزى يكى از اين دو نفر باشد . همچنين ، نوشت كه اظهارات وزير اعظم با رفتارش چنان تطبيق مىكند كه مىتوان آنچه را كه مىگويد باور كرد . به عبارت ديگر ، تركيه مىخواست صبر كند ببيند كدام يك از آن دو نفر پيروز خواهند شد .
در روابط طهماسب با تركيه تا اواخر اكتبر 1729 تغييرى ايجاد نشد و در اين تاريخ سفيرى از طهماسب به قسطنطنيه رسيد و وزير اعظم او را به خوبى پذيرفت . ولى از بيم آن كه مبادا اشرف آزرده شود نسبت به او احترامات معموله به جا آورده نشد . ( در آن وقت تركها نمىدانستند كه موقعيت اشرف تا چه اندازه متزلزل شده است . ) استانيان در تاريخ 5 دسامبر / 24 نوامبر 1729 ، بعد از آن كه خبر خراب شدن وضع اشرف رسيد ، مىنويسد كه اولياى امور تركيه با سفير طهماسب خوبتر رفتار مىكنند و اگر اخبارى را كه مىدهد بتوان باور كرد انقلاب ديگرى در ايران برپا خواهد شد ، زيرا مىگويد طهماسب دوبار اشرف را شكست داده و قزوين را گرفته و به سوى اصفهان در حركت است .
در اواسط ژانويهء 1730 ، شايعاتى دربارهء سقوط اصفهان به قسطنطنيه رسيد و در اوايل فوريه معلوم شد كه آن شايعات صحت دارد . در نتيجهء اين تحولات ، نظريهء طهماسب نسبت به تركيه كاملا تغيير يافت زيرا ديگر خود را نيازمند كمك همسايگان مقتدر نمىدانست .
در اين هنگام بود كه محمد على رفسنجانى داعى تخت و تاج ايران ، كه خود را صفى ميرزا مىناميد ، وارد قسطنطنيه شد و گفت كه برادر بزرگ طهماسب است . ( در واقع صفى ميرزاى حقيقى برادر طهماسب بود ) « 1 » استانيان ورود اين شخص را گزارش داده مىنويسد : « گفته مىشود كه باب عالى براى تسويهء اختلافات خود با هر كسى كه شاه ايران شود از اين شخص استفاده خواهد كرد . » « 2 » اگر چه سفير طهماسب ادعاى او را تكذيب كرد ، ولى « صفى ميرزاى ثانى » تا چند سال در تركيه در ناز و نعمت زيست و ، چنان كه در جاى ديگر نوشتهام ، « 3 » تركها از اين شخص در جنگ با نادر استفاده كردند .
در اينجا به پايان دورهاى مىرسيم كه كتاب حاضر دربارهء آن نوشته شده است . ولى براى سهولت مراجعه ، شرح مختصرى راجع به روابط ايران و تركيه تا انعقاد عهدنامه ميان احمد پاشا و نادر در 19 دسامبر 1733 داده خواهد شد .
هامش
( 1 ) . - اواخر فصل بيست و دوم .
( 2 ) . گزارش 17 ر 6 فوريه 1730 در 97State Papers، جلد بيست و ششم .
( 3 ) . - كتاب نادرشاه ، صفحات 231 و 247 . تركها از شياد ديگرى كه خود را سام ميرزا مىناميد به همين طريق استفاده كردند .