تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
در اوايل 1726 ، هنگامى كه بخت با طهماسب سازگار نبود ، اين شاه‌زاده به عبد اللّه كوپرولو پاشا نوشت كه سفيرى براى عقد معاهده‌اى به روسيه فرستاده است و شكايت كرد كه ترك‌ها شورش افغان‌ها را ، كه « پست‌ترين رعاياى او هستند » ، مغتنم شمرده و به او حمله كرده‌اند و اگر سلطان دست از جنگ بكشد و با او از در دوستى در آيد ، قشون ايران مىتواند شورشيان را به آسانى سركوب كند . سپس پرسيد چرا ترك‌ها در عوض به افغان‌ها حمله نكرده‌اند ؟ اگر چه روسيه حاضر بوده به او كمك برساند ، ولى وى نخواسته از ملتى كه مخالف اسلام‌اند كمك بگيرد . بنابراين ، پيش نهاد كرد كه سلطان سه سال جنگ را متاركه كند تا وى بتواند شورشيان را به جاى خود بنشاند و اگر سلطان اين پيش‌نهاد را بپذيرد ، در عوض مىتواند تمام سرزمين‌هايى را كه از ايران گرفته است براى هميشه ضميمهء تركيه كند . « 1 » دولت تركيه پس از اطلاع از پيش‌نهاد طهماسب ، نمىدانست چه رويه‌اى در پيش گيرد ؛ و در آغاز نمىخواست تقاضاى او را رد كند ، زيرا مىترسيد اين عمل باعث نزديكى روابط طهماسب و روسيه بشود . گذشته از اين ، كشمكش تركيه با اشرف در شرف وقوع بود . با در نظر گرفتن اين اوضاع ، دولت تركيه مرد كار ديده و با كفايتى به نام مصطفى افندى را جهت آغاز مذاكرات به نزد طهماسب فرستاد . وزير اعظم ، نپلويف را از اين عمل آگاه ساخت و پيش‌نهاد كرد بهتر است نماينده‌اى از طرف روسيه براى مذاكره با مصطفى افندى و نمايندگان طهماسب به شماخى يا محل ديگر فرستاده شود . از اين مذاكرات نتيجه‌اى حاصل نشد ، زيرا ترك‌ها بعد از آن كه نتوانستند بر اشرف فايق آيند ، به اين فكر افتادند كه تا زمانى كه وى بر قسمت اعظم ايران مسلّط است بستن عهد نامه با طهماسب سودى براى تركيه نخواهد داشت . « 2 » در سال 1728 طهماسب سفيرى به نزد دولت تركيه فرستاد ولى از رفتن او به تبريز ممانعت به عمل آمد . استانيان دربارهء اين جريانات مىنويسد كه ترك‌ها مىخواهند در كار او اشكال تراشى كنند تا ببينند كار طهماسب به كجا خواهد كشيد . « 3 » دو ماه بعد استانيان گزارش داد كه دولت تركيه نمايندگانى براى مذاكره با اين سفير به تبريز فرستاده ، ولى به آنها دستور داده است كه تعهد صريحى نكنند و تا زمانى كه وضع متغير سر و صورتى نيافته قول صريحى مخالف عهد نامهء با اشرف ندهند . « 4 » استانيان در همان گزارش
هامش
( 1 ) . كلراك ، جلد دوم ، صفحات 324 - 325 ؛ استانيان ، 16 / 5 ژوئيه 1726 در 94Stae papersجلد بيست و پنجم ؛ فن هامر ، جلد چهاردهم ، ص 149 . ( 2 ) . گزارش‌هاى استانيان ، مورخ 28 / 17 مارس و 8 آوريل / 28 مارس 1727 در 97State Papers، جلد بيست و پنجم . ( 3 ) . همان كتاب 8 ژوئيه / 27 ژوئن 1728 در 97State Papers، جلد بيست و پنجم . ( 4 ) . همان كتاب ، 31 ر 20 اوت 1728 .