فصل بيست و هفتم روابط طهماسب با تركيه و روسيه از 1725 تا 1730
بازگشت سلطنت سلسلهء صفويه و طرد افغانهاى غلجايى را شرح داديم ، ولى بايد مختصرى دربارهء روابط طهماسب با تركيه و روسيه از مرگ پطر كبير تا اواخر دورهء تسلط افغانها بگوييم . و همچنين روابط روسيه و تركيه را تا آنجا كه مربوط به ايران در همان دوره است مورد مطالعه قرار دهيم .
از تاريخ مرگ پطر كبير تا شكست و قتل اشرف در زمستان 1729 - 1730 ، روابط طهماسب با تركيه و روسيه به همان نسبت كه بخت با اين شاهزاده يارى مىكرد تغيير و تحول مىيافت . هنگامى كه طهماسب مىديد كه اوضاع مساعد است ، حاضر نمىشد هيچ قسمتى از ايران را به تركيه و روسيه بدهد تا اين دو كشور او را به پادشاهى بشناسند و با او در دفع افغانها همكارى كنند . ولى وقتى ورق برگشت ، چنان كه در اواخر 1725 پيش آمد ، طهماسب مايل به مذاكره شد و بعدا هنگامى كه ستارهء بخت او در ترقّى بود ، مخصوصا بعد از آن كه نادر به خدمت او در آمد ، در روابط خود با تركيه و روسيه سخت گيرى كرد .
1 - روابط طهماسب با تركيه
در روابط طهماسب با تركيه نه تنها وضعيت اين شاهزاده ، بلكه جنگ تركيه با افغانهاى غلجايى ، و سپس نزديكى آن كشور با اين طايفه نيز تأثير داشت . به علاوه ، چنان كه خواهيم ديد ، نظريهء روسيه دربارهء تركيه و طهماسب نيز عامل نسبتا مهمى بود . تركها تا زمانى كه در جنگ با طرفداران طهماسب پيروز مىشدند به هيچ وجه نمىخواستند با او كنار بيايند ، ولى وقتى معلوم شد كه ميان او و اشرف مبارزهاى در خواهد گرفت ، رفتار آنها تغيير كرد .