كمپانىهاى انگليسى و هلندى هند شرقى به نادر پناه برند ؛ اموال آنها را تصاحب و خودشان را روانهء زندان كرد و آنان هفده روز محبوس ماندند . « 1 »
احمد پاشا ، فرمان رواى بغداد ، به خواهش اشرف عدهاى سرباز و چند توپ فرستاد . « 2 » و اشرف با هر اندازه سرباز كه داشت از اصفهان بيرون رفت و در دهكدهء مورچه خورت ، واقع در 35 ميلى شمال غربى شهر ، موضع گرفت .
در اين ضمن نادر بعد از آن كه از دست طهماسب خلاص شد ، از طريق كاشان و نطنز به طرف اصفهان حركت كرد ( اين راه اگر چه از راه قهرود طويلتر بود ، ولى براى توپ خانه مناسب بود ، در صورتى كه راه ديگر به علت آن كه از كوهستان مىگذشت چنين مزيتى نداشت ) . نادر در زمان ورود اشرف به مورچه خورت ، در چند ميلى مشرق اين دهكده موضع گرفته بود و چون افغانها در نزديكى آن حاضر به دفاع بودند ، نادر جرئت نكرد دست به حمله بزند ، و در عوض براى بيرون آوردن دشمن از موضع خود ، تظاهر كرد كه به سوى اصفهان در حركت است . اين نيرنگ مؤثر واقع شد ، زيرا اشرف بىدرنگ با سپاهيان خود از دهكده بيرون آمد و ، به تقليد نادر در مهمان دوست ، سربازان را به صورت يك گروه در آورد و توپ خانه را در دو جناح قرار داد .
ايرانىها در حالى كه تفنگچيان آنها از جلو مىرفتند به افغانها حمله بردند . حملهء آنان چنان شديد بود كه بسيارى از توپهاى دشمن را تصرّف كردند . سپس جنگ تن به تن خونينى بر پا شد و ايرانىها با وجود حملهء سخت دشمن از پشت سر و پهلو ، شاهد پيروزى را در آغوش گرفتند . ايرانيان به حملات خود ادامه داده ، باقى توپهاى افغانها را به دست آوردند ، و عدهء زيادى از آنها را به اضافهء تعدادى از سربازان ترك كه احمد پاشا به كمك اشرف فرستاده بود اسير كردند . « 3 » اشرف كه مىديد جنگ را باخته است ، با بقيهء سپاه خود به شتاب به اصفهان گريخت . « 4 »
اشرف چون به پاىتخت بازگشت ، بىدرنگ آمادهء فرار شد و براى حمل زنان و كودكان و خزاين سلطنتى هر چهارپايى را كه در شهر بود مصادره كرد و با پيروان خود در 13 نوامبر روانهء شيراز شد . « 5 »
هامش
( 1 ) . براى جزئيات بيشتر - اواخر فصل سى و سوم .
( 2 ) . ميرزا مهدى ( تاريخ نادرى ، ص 65 ) مىنويسد كه احمد پاشا چندين پاشا با عدهاى مرد جنگى فرستاد ، ولى اين موضوع اغراق آميز است . شيخ حزين ، احوال ، ص 107 ، مىگويد كه چون اشرف با تركها صلح كرده بود ، احمد پاشا ، بنابر تقاضاى او ، « يك تيپ تمام » توپچى به كمكش فرستاد .
( 3 ) . ميرزا مهدى ( تاريخ نادرى ، ص 66 ) مىنويسد كه نادر با تركها به مهربانى رفتار نمود و آنها را آزاد كرد .
( 4 ) . يادداشتهاى روزانهء گمبرون ، 24 دسامبر 1729 و 4 ژانويه 1730 . ميرزا مهدى مىنويسد ( تاريخ نادرى ، ص 67 و دورهء نادرى ، صفحات 75 - 76 ) كه اشرف در همان شب كه از مورچه خورت رسيد اصفهان را ترك گفت .
نظر به اين كه كاكل و گيكى در اين محل بودند ، گواهى آنها را ترجيح دادم .
( 5 ) . يادداشتهاى روزانهء گمبرون ، 24 دسامبر ، 4 ژانويه .