تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
عدهء افاغنه را پنجاه هزار نفر مىنويسد . « 1 » ولى اين رقم به نظر مبالغه آميز مىآيد ، در صورتى كه هنوى تعداد سربازان نادر را بيست و پنج هزار نفر ذكر مىكند . « 2 » كاكل تلفات افغان‌ها را دوازده هزار و تلفات ايرانيان را چهار هزار نفر مىنويسد . « 3 » بدون ترديد اين موفقّيت بزرگ نادر شايستهء تمجيد است . تغييرى كه وى در روحيهء سربازان ايرانى در اين مدت كوتاه به وجود آورد به نظر بعضىها با معجزه پهلو مىزند . ولى مردان دليرى كه وى به دقت تربيت كرد و به مشقات جنگ معتاد ساخت نيز در خور ستايش‌اند . نادر نشان داد كه ايرانىها با انضباط شديد و تعليمات صحيح مىتوانند سربازان خوبى بشوند . « 4 » بعد از آن نبرد سخت ، نادر و طهماسب فرمان استراحت دادند و سپس به دامغان رفتند . ولى به زودى باز اختلافى ميان آن دو به وجود آمد و نادر چنان به صراحت و بىپرده سخن گفت كه شاه‌زاده تا مدتى از پيش روى خوددارى كرد . عاقبت طهماسب نزد نادر آمد و از رفتار خود پوزش خواست . سپس پيش روى آغاز شد . در اين ضمن اشرف با سپاهيانش به طرف ورامين عقب‌نشينى كرد و در آنجا فرمان داد كه نيروى امدادى از تهران به كمك بيايد . پس از آن كه سربازان تازه نفس وارد شدند ، اشرف در گردنهء باريكى در درهء خوار ، در شرق ورامين ، به كمين سپاه نادر كه قرار بود از آنجا بگذرد نشست . نادر كه از طلايه‌داران خود گزارشى در اين مورد دريافت داشته بود ، عدهء زيادى از تفنگچيان خود را براى حمله به دشمن از پشت سر فرستاد و شخصا يكراست به مقابله او شتافت . اين عمليات كه باعث غافل گير شدن دشمن گرديد ، كاملا موفقيت‌آميز بود . غلجايىها يك بار ديگر رو به هزيمت نهادند و باروبنه و توپ‌هاى خود را به جاى گذاشتند و به شتاب به اصفهان گريختند . « 5 » نادر قبل از تعقيب دشمن ، طهماسب را متقاعد ساخت به تهران ، كه افغان‌ها آن را تخليه كرده بودند برود و به امور مهمهء مملكتى بپردازد . « 6 » در حقيقت نادر مىخواست كه اين شاه‌زاده مانع كارش نباشد تا خود بتواند مبارزهء سختى را كه در پيش داشت با خيال راحت ادامه دهد . هنگامى كه اشرف بعد از چند شكست به اصفهان رسيد ، از بيم آن كه مبادا مردم سر به شورش بردارند ، در حدود سه هزار تن از علما و اشراف شهر را از دم تيغ گذرانيد و در اين ضمن سربازانش بازارها را غارت كردند و آنها را آتش زدند ، و چون مىترسيدند كه كارمندان
هامش
( 1 )Voyage en Turgoie et en Perse , vo 1 . 1 , p . 303. ( 2 ) . سفرنامه ، جلد چهارم ، ص 27 . ( 3 ) . نادرشاه ، ص 95 ، اثر جيمز فريزر . شيخ حزين ( كه ضمن جنگ در فاصله نسبتا دورى از صحنهء نبرد بود ) در احوال ، ص 193 ، مىنويسد كه ايرانىها دو نفر زخمى دادند ! ( 4 ) . انتقادى كه موريه در كتاب حاجى بابا ، ص 395 - 396 ( لندن ، 1897 ) از طرز رفتار سربازان ايرانى در جنگ مىكند بسيار بىانصافانه است . ( 5 ) . تاريخ نادرى ، ص 64 . ( 6 ) . همان كتاب .