فصل بيست و ششم بازگشت سلطنت سلسلهء صفويه
اشرف بعد از آن كه در دسامبر 1725 بدون نتيجه كوشيد كه طهماسب را به دام اندازد ، « 1 » ديگر متعرض او نشد ؛ زيرا تمام توجه او به جنگ با تركان عثمانى و امور مهم ديگر معطوف بود .
هنگامى كه بعد از ظهور نادر و سقوط مشهد ، خبر نيرومند شدن طهماسب و قصد حملهء او به غلجايىها و اصل شد ، اشرف بىاعتنايى كرد و سپاهيانش از راه استهزا آن شاهزاده را « سگزاده » خواندند . خود اشرف مىگفت خشنود خواهد شد اگر طهماسب جرئت حمله به او را داشته باشد ، زيرا حوصلهء پيدا كردن او را در كوهستانها ندارد . « 2 »
ولى در اوايل بهار 1729 معلوم بود كه اشرف از تهديدات طهماسب و سردار پيروز او سخت بيمناك شده است . محمد رشيد افندى كه در آن وقت از طرف دربار عثمانى به نزد اشرف فرستاده شده بود ، « 3 » چنين گزارش داد كه فرمانرواى افغانى خود را براى حمله به طهماسب آماده مىكند . معلوم بود كه اشرف اميدى به پيروزى نداشت ، زيرا به شدت استحكامات شهر را تقويت مىكرد و براى آن كه كسانى را كه به اين كار مشغول بودند تشويق كند خود جامهء بسيار سادهاى مىپوشيد چنان كه هر كس او را مىديد وى را كارگرى معمولى مىپنداشت و تصور نمىكرد مالك تخت و تاج و خزاين ايران است . « 4 »
هامش
( 1 ) . - اوايل فصل بيستم .
( 2 ) . كلراك ، به نقل از فرانسوا دوگاردان ، جلد سوم ، صفحات 33 - 34 .
( 3 ) . - اواخر فصل بيست و يكم .
( 4 ) . - ترجمهء فرانسوى نامهاى از محمد رشيد افندى از اصفهان ، مورخ 7 آوريل 1729 ، در بايگانى وزارت امور خارجه ، جلد هفتم ، ورقb92 . اشرف هنگامى كه مواجه با حملهء تركان عثمانى شد ، قلعهء تبرك را وسعت داد و حتى در آن وقت يا چندى بعد وى آن قلعه را كه در ميان راه يزد و زاينده رود و در غرب پل شهرستان و در دامن تپهاى بود از نو ساخت و مرمت كرد . اين تپه هنوز به « اشرف تپه » موسوم است . - كتاب