تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
استاجلو ، افشار ، قاجار و ورساق بود . شاه اسماعيل به پاداش خدمات اين طوايف زمين‌هايى به رؤساى آنها بخشيد و بدين ترتيب اساس حكومت خان خانى را بنيان گذاشت . رؤساى مذكور كه به همراهى پيروان خود از متصرفات تركيه عثمانى آمده بودند در ايران پاى بند شدند و چون در سال 1514 عدهء كثيرى از هم مسلكان آنها در آسياى صغير به دست سلطان سليم به قتل رسيدند ، طوايف تركمن مذكور كه قادر نبودند به اوطان نخستين خود بازگردند ، ناچار در ايران اقامت گزيدند . شاه اسماعيل چندى بعد از جلوس به تخت سلطنت ، اگر چه در قسمت نسبتا كوچكى از ايران حكومت مىراند ، ولى تصميم گرفت كه مذهب شيعهء اثنىعشرى را در اين كشور رواج دهد . در آغاز مىخواست دامنهء تشيع را در ساير نقاط نيز گسترش دهد ، ولى وقتى در سال 1514 در چالدران از سلطان سليم ، حامى سنىها ، شكست خورد ، از اين خيال منصرف شد . « 1 » اقدام شاه اسماعيل حتى مجتهدان شيعى را به مخالفت برانگيخت ، زيرا مىگفتند كه پيروان مسلك تسنن در تبريز و ساير شهرها اكثريت دارند . مع‌الوصف ، شاه اسماعيل موفق شد ايرانيان را به مذهب تشيع در آورد و نفوذ خود را در ايران مستحكم كند . به اين ترتيب وحدت مذهبى باعث وحدت ملى گرديد . اگر چه شاه اسماعيل در اثر اعطاى زمين به رؤساى قبايل نوعى حكومت خان خانى به وجود آورد ، ولى اين اشخاص وى را نه تنها پادشاه بلكه رييس مذهبى خود محسوب مىداشتند . « 2 » و حتى بعضى از پيروانش او را خدا مىدانستند ، و هم‌چنان كه از بعضى اشعار تركى او بر مىآيد ، خود نيز چنين عقيده‌اى داشت . « 3 » بنابراين ، به همان ترتيب كه نياكان شاه اسماعيل در اردبيل حكومت مىكردند ، وى نيز حكومتى شبيه آن در ايران
هامش
( 1 ) . "Le Chiisme et la Nationalite Persane"Eugene Aubin ,در مجلهRevure du Monde Musulman , vo 1 . IV , No . 2 ( Mars 1908 ) . pp . 458 - 467 - 8( 2 ) . سربازان قزلباش در هنگام جنگ فرياد برمىآوردند : « قربان الديغوم و صدقه الديغوم پيرم مرشدم » ، يعنى پير و مرشدم ، قربان و صدقه‌ات بروم . - تاريخ شاه اسماعيل ، كه مؤلف آن نامعلوم است ، در كتاب خانهء دانشگاه كيمبريج( Ms . Add 200 , fo 1 . 41 a )هم‌چنين - مقالهء رومر( H . R . Roemer )تحت عنوان« Die Safawiden »درSaecuhum، جلد چهارم ، صفحهء 35 . ( 3 ) . هم‌چنان كه ادوارد براون در كتابPersian Literanure in Modem Times , P . P 12 , 13متذكر شده است ، خيلى عجيب است كه شاه اسماعيل ( متخلص به خطائى ) غالب اشعار خود را به زبان تركى آذربايجانى سروده است ، در صورتى كه دشمن سر سخت او ، سلطان سليم ، به زبان فارسى شعر گفته است . پروفسور مينورسكى در مقالهء خود تحت عنوان « اشعار شاه اسماعيل » درBulletin of the School of Orientl Studies، جلد دهم ، ص 1007 ، نوشته است كه مقصود و منظور اين دو نفر با يك ديگر كاملا فرق داشت . زيرا سلطان سليم فقط براى تفريح شعر مىگفت ، در صورتى كه شاه اسماعيل مىخواست با اشعار خود طوايف تركمن را به دور خود گرد آورد و به همين علت به زبان تركى شعر مىگفت .