فصل بيستم اوايل سلطنت اشرف و كشمكش او با طهماسب
چنان كه در فصل شانزدهم نوشتيم ، اشرف ، بزرگترين فرزند عبد العزيز ، در 26 آوريل 1725 بر تخت سلطنت ايران نشست و به افتخار جلوس او در كاشان سكهء طلا ، و در اصفهان و كاشان و مشهد و استر آباد و قزوين و تبريز و شماخى و رشت ، سكهء نقره زده شد . « 1 »
تاريخ تولد اشرف ظاهرا ضبط نشده است ، ولى چون مىتوان گفت كه با محمود همسن بود ، احتمال مىرود كه در وقت جلوس به تخت سلطنت در حدود بيست و شش يا بيست و هفت سال بيشتر نداشت . وى با وجود سن كم ، در جنگ تجربياتى كسب كرده و از خود لياقت و كفايت نشان داده بود . سربازان محمود اگر چه به علت شجاعتش به او احترام مىگذاشتند ، ولى از او مىترسيدند و علاقهاى به او نشان نمىدادند . در صورتى كه اشرف را كه مثل عمو زادهاش جوانى دلير مىدانستند دوست مىداشتند . اشرف از محمود زيركتر ، و در نتيجه محتاطتر ، بود و در صورت امكان هميشه مايل بود كه با حيله و نيرنگ به مقاصد خود دست يابد .
از آنجا كه اشرف داراى موقعيتى متزلزلتر از موقعيت محمود بود ، كارها را مىبايستى با حزم و احتياط انجام دهد ، زيرا به علت وقايعى كه منتج به مرگ محمود شد ، اشرف نمىتوانست از طرف قندهار انتظار كمكى داشته باشد . ديگر آن كه پيش روى سريع قشون ترك دير يا زود باعث كشمكش او با تركيه مىشد ، ولى از طرف ديگر بيم حملهء روسيه يا طهماسب در ميان نبود .
اشرف در آغاز پادشاهى ، اصفهان و عراق عجم و فارس و كرمان و سيستان و قومس و
هامش
( 1 ) . -H . L . Rabino , Coins , Medals and Seals of the Shahs of Iran , pp . 47 - 8بايد به خاطر داشت كه چون افغانها رشت ، شماخى ، تبريز و مشهد را فتح نكرده بودند ، سكههايى كه اسامى اين شهرها را دربر داشتند در جاى ديگرى ( احتمالا اصفهان ) ساخته شده بودند .