سالها در همدان اقامت داشت تقاضا كردند توپى از مفرغ بسازد . با آن كه كشيش پاسخ داد كه اطلاعى در اين خصوص ندارد ولى همدانىها اصرار ورزيدند و حتى او را تهديد كردند . كشيش ديگرى ، به نام لئاندرو دى سانتا سيسيليا ، عمل همكار خود را چنين تعريف مىكند :
« وى ميلهء بزرگى از آهن ساخت و آن را به خوبى در كاغذ پيچيد و پس از آن كه قالبى از گل رس درست كرد ، ميله را در داخل آن گذاشت و بعد مقدارى مفرغ گداخته آماده كرد و در درون آن ريخت . از خارج به نظر مىرسيد كه توپ خوبى ساخته شده ، ولى با آن كه چند روز زحمت كشيدند ، نتوانستند ميله را از داخل آن بيرون آرند و چون كاغذ آتش گرفت ، مفرغ به آهن چسبيد ، به طورى كه امكان بيرون آمدن ميله از ميان رفت . اگر اين كارها با موفقيت خاتمه يافته بود شايد تركها قادر به گرفتن شهر نمىشدند . زيرا در آن هنگام گلولهء كوچكى از يك توپ چوبى كه با نوارهاى آهنى بسته شده بود به سوى آنها پرتاب شد و خود توپ منفجر گرديد و تركها تا مسافت يك ساعت راه رو به هزيمت نهادند . . . » « 1 »
وقتى تعداد زياد توپهاى تركها و نفرات قشون آنها را در نظر بگيريم ، نمىتوانيم باور كنيم كه اگر توپ كشيش نام برده ساخته مىشد ، ايرانىها مىتوانستند تركها را عقب برانند . در هر حال ، محاصره ادامه يافت و هر دو طرف با شجاعت جنگيدند .
طهماسب پس از آن كه از محاصرهء همدان آگاه شد ، يكى از برادران خود « 2 » را به كمك آن فرستاد ، ولى قشونش شكست خورد و فرار كرد . اگر چه اين سردار را نمىتوان ملامت كرد ، و ليكن طهماسب بعدا او را مورد توبيخ و سرزنش قرار داد و او نيز با چهار صد نفر از يارانش به قواى محمود پيوست .
از شكافى كه در ديوار داخلى شهر در نتيجهء مين گذارى مهندس آلمانى به وجود آمد ، سربازان ترك به درون شهر ريختند . در كوچهها مخصوصا در دامنههاى تپهء مصلى جنگ تن به تن درگرفت . « 3 » و اگر چه ايرانىها از هر وجب خاك خود دفاع كردند ولى متدرجا رانده شدند و كشتار عظيمى روى داد . سرانجام احمد پاشا بر سر رحم آمد و يكى از دروازهها را بگشود و به ايرانيانى كه مايل به خروج از شهر بودند اجازهء بيرون رفتن داد . به اين ترتيب ، در اول سپتامبر 1724 ، تركها بر مهمترين شهر غربى ايران مستولى شدند .
تلفات طرفين ، مخصوصا ايرانىها ، بسيار سنگين بود و به قول شيخ محمد على حزين :
هامش
( 1 ) . -Persia Ovvero Secondo Viaggio . . . dell'Oriente ( Rome , 1757 ) vo 1 . IIمطلب فوق از ترجمهء انگليسى اين كتاب به نام ،A Chronicle of the , Camelites in Persia vol , l p . 579نقل شده است .
( 2 ) . كروسينسكى ، ص 286 ، نام اين سردار را فلاجلهخان( Flagella Khan )ذكر كرده است كه صورت غلطى از فرج الله خان است . در هيچ يك از منابع ايرانى نتوانستهام مطلبى در خصوص اين اقدام كه به منظور نجات دادن همدان صورت گرفت پيدا كنم .
( 3 ) . چلبىزاده ، اوراقa47 -b46 ؛ فن هامر ، جلد 14 ، ص 124 .