و انسانيت دارد و مىبايستى با او بهتر رفتار كند و وسايل راحتى او را تا آخر عمرش فراهم سازد .
در پايان ، به اشرف پيشنهاد كرد يكى از دختران او را به زنى بگيرد . « 1 » اشرف بعد از آن كه به سخنان شاه سابق گوش فرا داد ، به پادشاه راضى شد ( و لو آن كه خود از آغاز چنين قصدى داشت ) و موافقت كرد با يكى از دخترانش ازدواج كند . همچنين مقررى سلطان حسين را چهار برابر كرد و به او اجازه داد كه در حوزهء قصر به عمليات ساختمانى مشغول باشد . « 2 » به علاوه ، از رفتار وحشيانهء سلف خود اظهار تأثر فراوان كرد و فرمان داد كه اجساد شاه زادگان تيره بخت را كه از هنگام كشته شدن تا آن وقت در حياط قصر مانده بود به درون تابوت بگذارند . « 3 » سپس اجساد را با شكوه و جلال تمام به وسيلهء كاروانى به قم فرستاد و در آرامگاه سلطنتى به خاك سپرد .
اين جريانات طبعا باعث خشنودى ايرانىها شد و ( چنان كه قصد اشرف بود ) آنها را به سلطنت جديد اميدوار ساخت . همچنين ايرانىها از اين كه اشرف طرفداران خود را به قتل رسانيده بود اظهار رضايت كردند ، زيرا اين اشخاص با ايرانىها به خشونت رفتار كرده بودند . مقصود اشرف در نابود كردن آنها بيشتر از بين بردن رقبا و دشمنان احتمالى خود بود . از ميان كسانى كه به قتل رسيدند يكى امان الله بود ، كه ادعاى او نسبت به سلطنت باعث ناراحتى محمود شده بود . يكى از منافعى كه در اين كشتار عايد اشرف شد ضبط ثروتى بود كه اين اشخاص در دورهء سلطنت محمود به دست آورده بودند . در مورد امان الله مىگفتند كه دارايى او با ثروت محمود برابر است . حرص و طمع اشرف به گردآورى ثروت چنان شديد بود كه تمام دارايى ميانگى ، مشاور و للهء سابق محمود ، را مصادره كرد . ميانگى در توطئهء عليه محمود دست نداشت و شايد به همين علت بود كه اشرف جانش را بخشيد و بعد از گرفتن مايملك او وى را به هندوستان بازگردانيد . « 4 »
شخص ديگرى كه از تغيير سلطنت آسيب ديد برادر جوان اشرف بود كه كروسينسكى وى را « جوان چابكى » مىداند . « 5 » اشرف براى آن كه برادرش در آينده خطرى ايجاد نكند ، طبق رسم ناپسند پادشاهان صفوى او را كور كرد و به حرمسرا فرستاد .
هامش
( 1 ) . كروسينسكى ، ص 300 ؛ كلراك ، جلد دوم ، ص 229 .
( 2 ) . كروسينسكى ، ص 302 ، اشرف طبعا از علاقهء شاه سابق به ساختن ابنيه خبر داشت . كروسينسكى مىنويسد :
« به همين مناسبت هم ساختمانهاى بهترى بر پا مىشد ، زيرا كسى بيشتر از شاه سلطان حسين در امر ساختمان اطلاع نداشت و در سليقه به پاى او نمىرسيد . بايد گفت شاه سلطان حسين غير از اين موضوع از كارهاى ديگر سر در نمىآورد . »
( 3 ) . كروسينسكى ، ص 301 . اين شخص همچنين مىنويسد كه اشرف مادر محمود را مجبور كرد كه يك شب تمام در حياط قصرى كه اجساد شاهزادگان مقتول در آنجا افتاده بود به سربرد .
( 4 ) . كروسينسكى ، ص 305 ، ميانگى بعدا در زمان سلطنت اشرف به ايران بازگشت . - اواخر فصل بيست و ششم .
( 5 ) . همان كتاب ، ص 305 . طبق گفتهء كروسينسكى ، ص 298 ، اشرف كودك محمود را يا كشت يا كور كرد .