تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
مانده بودند و به دستى شمشير و به دستى دست عيال خود گرفته از ميان سپاه روم « 1 » بيرون رفتند و آن گونه مردمى و تهور از عوام شهرى در روزگار كم تر واقع شده باشد . » « 2 » پس از آن كه در اول اوت 1725 تبريز ، شهر عمدهء آذربايجان ، سقوط كرد ، ترك‌ها به آسانى توانستند بقيهء آن ايالت را به تصرف در آورند . گنجه كه دو سال قبل در برابر حملات مصطفى پاشا و ابراهيم پاشا مقاومت كرده بود ، در اواخر اوت بعد از فقط دو روز محاصره شدن به دست دشمن افتاد . بنابراين ترك‌ها به تمام قسمت‌هايى كه مطابق عهدنامهء تقسيم ايران در 1724 به آنها تعلق گرفته بود ، مسلط شدند . از آنجا كه بعد از مرگ پطر كبير علاقهء روس‌ها به فتح ايران تقليل يافته بود ، ترك‌ها دامنهء متصرفات خود را تا قسمتى كه براى طهماسب در نظر گرفته شده بود ادامه دادند و شهر اردبيل را كه از آنجا آن شاه‌زادهء تيره‌بخت به قزوين و تهران گريخته بود ، اشغال كردند . « 3 » و براى آن كه عمل خود را توجيه كنند ، اظهار داشتند كه اردبيل را براى آن كه به دست شورشيان نيفتد اشغال كرده‌اند . در اواخر تابستان 1725 ، ترك‌ها تمام گرجستان و ارمنستان و آذربايجان و شيروان را اشغال كردند ، به استثناى قسمت كوچكى از دو ايالت اخير كه در دست روس‌ها بود و همچنين نواحى كوهستانى كه بخشى از آن در تصرف كنستانتين و بخشى در دست ميهن پرستان ارمنى و ساير مخالفان تركيه بود . اقدام ترك‌ها در گرفتن بيش از آنچه عهد نامهء 1724 براى آنها معين كرده بود باعث اعتراض روس‌ها شد ، و لو آن كه ترك‌ها به قسمتى از ايران كه به روسيه ملحق شده بود در هيچ موردى تجاوز نكرده بودند ( به استثناى تاخت و تازهاى چلاق سرخاى خان ، رهبر لزگىها ) . « 4 » ترك‌ها از تغييرى كه در رويهء روسيه بعد از مرگ پطر كبير پديد آمده بود اطلاع داشتند و از ضعف سياست اين كشور دربارهء ايران شكايت مىكردند . پيروزىهاى ترك‌ها در ايران در روابط روسيه و تركيه به طريق ديگرى تأثير كرد . دولت تركيه مدتى و در فكر بود كه عهد نامهء تقسيم ايران را لغو كند و به همين جهت حاضر نمىشد مرزها را مطابق اين عهد نامه تعيين كند . « 5 » بايد به خاطر داشت كه روميانتسف هنگامى كه با نسخهء عهد نامهء مصوّب به قسطنطنيه رسيد ، تقاضا كرد يكى از ترك‌ها با او مأمور تعيين مرزها بشود ، ولى ترك‌ها علاقه‌اى به اين كار نداشتند ، « 6 » و
هامش
( 1 ) . مقصود از « روم » « روم شرقى » و غرض همان تركيهء عثمانى است . ( 2 ) . احوال ، صفحات 7 - 166 . ( 3 ) . تاريخ نادرى ، ص 12 ، براى سرگذشت بعدى طهماسب ، - فصل بيستم اين كتاب . ( 4 ) . - فصل بيست و نهم . ( 5 ) . - اواخر فصل هفدهم . ( 6 ) . اواخر فصل هفدهم .