« قابل ملاحظه است كه ايرانيان كه در برابر قشون ميرويس يا مسكوى مقاومتى نكردند ، در مقابل تركها با چنان شدتى پاى دارى مىكنند كه مىتوان آن را نتيجهء اين فكر دانست كه چرا تركها با يك شاهزادهء عيسوى در تقسيم كشور مسلمانى همكارى كردند . »
گذشته از اين ، پاى دارى شديد ايرانىها در برابر تركها علل ديگرى داشت . اولا ، ايرانيان از رفتار وحشيانهء آنها نسبت به مردم آذربايجان خشمگين بودند ؛ ثانيا ، بدون ترديد نه تنها عداوت مذهبى ديرين ايرانىها بلكه تنفرى كه آنها از زمان شاه اسماعيل نسبت به تركها داشتند بيدار شده بود ؛ ثالثا ، مىتوان گفت كه اخلاف سربازان اين پادشاه روح شهامتى را كه وى در حدود دويست سال قبل در نياكان آنها دميده بود به ارث برده بودند . رابعا ، اگر چه قشون ايران در زمان آخرين پادشاهان صفوى ضعيف شده بود ، ولى دولت ايران كوشيده بود قواى كافى در مرزهاى تركيه نگاه دارد .
در بهار 1725 ، هنگامى كه فصل جنگ آغاز شد ، عبد الله كپرولو احتياطات لازم را به عمل آورد . قبل از حملهء دوم او به تبريز ، سربازانش مجبور شدند مرند و شبستر را دوباره اشغال كنند .
مهمتر از همه آن كه لازم بود قلعهء محكم ديزه را كه در حوالى شهر زنوز و در نزديكى مرند بود به تصرف در آورند ، زيرا تا زمانى كه اين قلعه در دست ايرانىها بود ، خطوط ارتباطى تركها مورد خطر واقع مىشد . بنابراين عدهء زيادى سرباز ترك موفق شدند در 23 مه 1725 آن را تسخير كنند .
بعد از آن كه يازده هزار نفر تاتار به قواى تركها ملحق شدند ، عبد الله كپرولو از شهر طسوج در اواسط ژوئيه با هفتاد هزار سرباز بيرون آمد . « 1 » اين لشكر عظيم دوازده روز بعد به حوالى تبريز رسيد . با در نظر گرفتن حديثى از پيغمبر اسلام كه فرموده : « خداوند شنبه و پنجشنبه را مبارك مىداند » ، « 2 » تركها حملهء دوم خود را به شهر در 17 ذىالقعده 1137 ( 28 ژوئيه 1725 ميلادى ) آغاز كردند . زد و خوردى كه در گرفت مختصر ولى خونين بود .
سربازان ترك به زودى در خطوط دفاعى ايرانىها رخنه كردند ، ولى در كوچههاى باريك شهر با مقاومت سختى روبهرو شدند . مدت چهار روز جنگهاى تن به تن ادامه داشت و در طى آن هر دو طرف مخصوصا ايرانىها تلفات سنگين دادند . هنگامى كه عبد الله كپرولو پيغام فرستاد كه افراد پادگان ايرانى مىتوانند به احترام خارج شوند و خانوادهء خود را با خود ببرند ، جنگ متوقف شد . به قول شيخ محمد على حزين : « قريب به پنج هزار « 3 » كس كه از تمامى خلق بىشمار آن شهر
هامش
( 1 ) . براى جزئياتى دربارهء لشكر تركها ، - چلبىزاده ، اوراقa70 -b69 .
( 2 ) . اين حديث را چلبىزاده نقل كرده است ، ورقb70 .
( 3 ) . مطابق منابع ترك ، تعداد كسانى كه به اين ترتيب از تبريز خارج شدند در حدود 20000 بود ، و اين رقم محتملا درست است .