خبر سقوط ايروان در 19 اكتبر ، يعنى يك ماه بعد از خبر تصرف همدان ، « 1 » به قسطنطنيه رسيد و باعث شوق و ذوق عمومى شد . « 2 » هنگامى كه خبر رسيد كنستانتين كاختى دوباره شكست خورده است ، روحيهء تركها تقويت گرديد . اين اخبار طبعا در ايران تأثيرات معكوسى داشت ، ولى روحيهء اهالى شمال غرب اين كشور به هيچ وجه خراب نشد .
از آنجا كه يكى از لشكرهاى ترك در تابستان 1724 مأمور تصرف تبريز شده بود ، چنين به نظر مىرسيد كه تركها بتوانند تا خاتمهء فصل جنگ تمام قسمتهايى را كه در عهدنامهء روس و ايران به آنها واگذار شده بود اشغال كنند ، ولى به آسانى نتوانستند به مقاصد خود برسند ، زيرا كنستانتين كه با وجود شكست خوردن از اسارت نجات يافته بود ، تا مدتى باعث مزاحمت آنها شد و همچنين بعضى از زعماى ارامنه ، مانند داود بيگ و ايوان يوزباشى ، دست از مخالفت بر نداشتند . دشوارى ديگر آن بود كه تركها نتوانسته بودند تبريز را بگيرند .
اهميت تبريز از ايروان كمتر نبود و تصرف آن به عهدهء عبد الله كپرولوپاشا ، حاكم وان ، گذاشته شد و او نيز در بهار 1724 از مرز گذشت و خوى را در محاصره گرفت . پادگان آنجا چنان به شدت مقاومت كرد كه تركها نتوانستند تا 12 مه شهر را بگيرند و بعد از تصرف آن سه هزار نفر از مدافعان را با فرمان دهء دلير آنها به نام شهبازخان از دم تيغ گذراندند . نوشتهاند كه تلفات ايرانىها جمعا به هشت هزار نفر بالغ مىشد . « 3 »
عبد الله كپرولو كه مىديد قوايش براى تصرف تبريز كافى نيست ، منتظر رسيدن نيروى امدادى شد و سپس در اوايل اوت به طرف مشرق حركت كرد و قبل از عزيمت از خوى ، تعدادى سرباز ، كه اكثرا كرد بودند ، براى مطيع كردن ناحيهء نخجوان اعزام داشت . اين عده وظيفهء خود را با موفقيت انجام دادند . « 4 »
عبد الله كپرولو با لشكرى در حدود بيست و پنج هزار نفر به جاى آن كه از طريق مرند كه مستقيمتر بود به تبريز برود ، از جادهء جنوبى از طريق طسوج عبور كرد و در اينجا ميان طلايهء لشكر ترك و قوايى كه از تبريز به مقابلهء آن شتافته بود زدوخوردى درگرفت و تركها پيروز
هامش
( 1 ) . - اواخر همين فصل .
( 2 ) . - كلراك ( وى در اين وقت در قسطنطنيه بود ) ، جلد دوم كتاب او ، صفحات 80 - 179 .
( 3 ) . فن هامر ، جلد 14 ، ص 102 ؛ استانيان ، 9 ژوئن 29 مه 1724 .
( 4 ) . كلراك ( جلد اول ، صفحات 1 - 160 ) از قول ژوزف آپى سليميان مىنويسد كه عبد الله كپرولو از آن لحاظ به اين عمل دست زد كه نمايندگانى از طرف ارامنه ساكن نخجوان نزد او آمده و از او تقاضا كرده بودند كه اين شهر را به تصرف در آورد و وقتى تركها و ياوران كرد آنها فرا رسيدند ، ارامنهء اردوباد و نخجوان ، به منظور از بين بردن مقاومت ايرانىها ، با اشخاص تازه وارد همكارى كردند . با در نظر گرفتن خصومت ارامنهء مقيم ساير نقاط آن ناحيه نسبت به تركها ، اين اظهارات به نظر درست نمىآيد .