تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
ناحيه تجارت مىكنند . بعد از تصرف آن مىتوان با ايجاد استحكامات نظامى آن را حفظ كرد . » « 1 » اگر چه ساكنان باكو مثل مردم در بند و رشت از روسيه تقاضاى كمك كرده بودند ، « 2 » ولى به زودى از اين عمل پشيمان شده و به سفيرى كه پطر از دربند نزد آنها فرستاده بود اجازهء ورود به شهر نداده بودند . « 3 » بنابراين پطر تصميم گرفت كه شهر را با زور به تصرف در آورد ، ولى مجبور شد اين كار را تا سال 1723 به تعويق اندازد . هنگامى كه پطر از حاجى طرخان عازم شمال بود ، دستور داد سى كشتى بزرگ در كازان « 4 » و نيژنى نوگرود « 5 » بسازند و به مجرد اين كه يخ‌هاى ولگا آب شد ، آن كشتىها را به حاجى طرخان برسانند . كشتىهاى مذكور به موقع به حاجى طرخان رسيد ، و در اين ضمن سه هزار سرباز براى لشكركشى گردآورى شد و فرمان‌دهى آن به عهدهء سرتيپ ماتيوشكين محول گرديد . در بيستم ژوئن يا اول ژوئيه 1723 ، كشتىها از حاجى طرخان عزيمت كردند و هفده روز بعد در آب‌هاى باكو لنگر انداختند . ماتيوشكين قبل از حركت از حاجى طرخان ، نامه‌اى از اسماعيل بيگ خطاب به اهالى باكو دريافت داشت كه در آن سفير ايران به آنها توصيه مىكرد خود را تحت حمايت تزار قرار دهد . « 6 » ماتيو شكين يكى از افسران را با اين نامه به شهر فرستاد و پيغام داد كه تزار با وجود رفتار مردم باكو به آنها لطف كرده و عده‌اى قشون و مقدارى مهمات براى دفاع آنها فرستاده و قدرى آذوقه ارسال داشته است . بنابراين بايد نصيحت اسماعيل بيگ را بپذيرند . حاكم باكو و مشاوران او توجهى به نامهء اسماعيل بيگ و پيغام ماتيو شكين نكردند و به افسر روسى اجازه بازگشت دادند و گفتند كه چون اتباع شاه هستند ، نيازى به كمك روس‌ها ندارند و خود را موظف به پذيرفتن نصيحت اسماعيل بيگ نمىدانند . ماتيو شكين كه مىديد جز جنگ چاره‌اى ندارد ، بىدرنگ به تهيهء تداركات براى حمله پرداخت ، و به سرگرد گربر « 7 » متصدى توپ خانه دستور داد كه از روى كشتى شليك كند و به ساير افسران امر كرد با چهار گردان سرباز به خشكى پياده شوند . در صبح 21 ژوئيه يا اول شليك شروع شد و در اين ضمن سربازان روسى به آسانى پياده شدند . روس‌ها بدون وقفه به شليك ادامه دادند ، زيرا مىخواستند بدين وسيله نگذارند دشمن
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، جلد دوم ، ص 163 . ( 2 ) . اين اشخاص مىخواستند عليه داود بيگ ، و نه عليه افغان‌ها ، كمك دريافت دارند و از آنها بيمى نداشتند . ( 3 ) . - اواخر فصل پانزدهم . ( 4 )Kazan. ( 5 )Nizhni Novgorod. ( 6 )Soimonov , « Tage - Buch » , p . 321 , J . Mottley , op . cit . vol . III , p . z 70. ( 7 ) . سرگرد ( بعدا سرهنگ ) يوهان گوستاف گربر( Johann Gustav Garber )بعدها يكى از نمايندگان روسى بود كه مأمور تعيين حدود روسيه و تركيه شد . وى مؤلف نوشتهء جالبى است درMuller , Sammhung Russicher Geschichte , vol . IV.
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 215 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى