تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
اقامت داشت ) به رشت مىآيد و مأموريت دارد كه اسماعيل بيگ را فرا خواند . مسلما طهماسب بعد از پياده شدن شيپوف و سربازانش در گيلان ؛ تغيير عقيده داده بود . آورامف كه مىديد فرصت از دست مىرود ، قاصد طهماسب را در بين راه متوقف و از او پذيرايى شايانى كرد . « 1 » گذشته از اين ، مصرا از شيپوف تقاضا كرد كه قبل از اين كه قاصد طهماسب پيغام خود را برساند ، اسماعيل بيگ را سوار كشتى كند و به روسيه بفرستد . سويمونف هم از اسماعيل بيگ خواست كه فورا سوار يك كشتى كه در خليج پير بازار بود بشود ولى سفير از انجام دادن چنين كارى با آن عجله امتناع كرد . سويمونف كه مىدانست اسماعيل بيگ عقيدهء راسخى به نجوم دارد به او اطمينان داد كه در نيمه شب همان شب اوضاع كواكب دلالت بر موفقيت مأموريت او دارد . اسماعيل بيگ هم فريب خورد و سوار كشتى شد و عزيمت كرد . « 2 » چون هنوز اوايل ژانويه بود ، در سفر اسماعيل بيگ به علت شرايط زمستانى تأخيرى روى داد و سفير قبل از بيست و يكم اوت 1723 به سن پترزبورگ نرسيد . « 3 » حاكم گيلان از نيرنگ روس‌ها بسيار عصبانى شد . « 4 » و مسلما در نتيجهء گزارش او بود كه طهماسب در فوريه به او دستور داد تخليه خاك ايران را از قواى روس خواستار شود . شيپوف نپذيرفت و ايرانىها بىدرنگ آمادهء جنگ شدند . حاكم گيلان به كمك حكام گسكر « 5 » و آستارا قوايى مركب از بيست هزار سرباز تهيه كرد ولى اكثر آنها دهقان و مجهز به شمشير بودند . فقط تعداد كمى از آنها اسلحهء آتشين داشتند و از امور نظامى بىاطلاع بودند . در همين ضمن ايرانىها چند توپ در انزلى نصب كردند تا مانع ورود روس‌ها به مرداب و خروج آنها از آن شوند . در 29 ر 18 مارس 1723 ، حاكم گيلان ، بعد از محاصرهء كاروان‌سرا ، با اسلحهء دستى و چهار توپ كوچك به آن حمله برد . در نيمه شب ، شيپوف يكى از افسران خود را با عده‌اى سرباز مأمور كرد كه آهسته از درى كه در پشت كاروان‌سرا واقع بود و خارج شوند . و خود او با دو دسته سرباز از در مقابل به دشمن حمله كرد . سربازان بىتجربهء ايرانى كه ميان دو آتش غافل‌گير شده بودند فورا رو به فرار گذاشتند و در حدود هزار نفر كشته و زخمى بر جا نهادند . در اين ضمن پنج هزار نفر ايرانى به صد نفر روسى كه در پير بازار مأمور حفاظت كشتىها بودند حمله بردند . تعداد روس‌ها اگر چه به مراتب كم‌تر بود ، ولى چنان با شجاعت جنگيدند كه دشمن را مجبور به فرار كردند و در همان حال كشتىهاى جنگى روسى در مرداب ، توپ‌هاى
هامش
( 1 )Butkov , Meteriali , vol . 1 , p . 41. ( 2 )Soimonov , « Tage - Buch » , pp . 281 - 2. ( 3 ) . سرگذشت اسماعيل بيگ در آخر اين فصل مىآيد . ( 4 ) .Butkov , op . cit . p . 41. ( 5 ) . ناحيهء گسكر در جنوب مرداب واقع است . در آن عهد شهر عمدهء اين ناحيه گوراب گسكر بود . ( « گسكره » ، طبق فرهنگ جغرافيايى ارتش ، ج دوم ، - مترجم ) .