تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ايرانى را در انزلى از كار انداختند . « 1 » اين پيروزىهاى شگفت‌انگيز نشان مىدهد كه چگونه عدهء كمى مردان كار ديده و مصمم مىتوانند بر دشمنان بىشمار كه تجربه و انضباط و اسلحهء مناسب نداشته باشند فايق آيند . از اين تاريخ به بعد ايرانىها براى دفع روس‌ها با زور اقدامى نكردند . چندى بعد از اين زد و خوردها ، سرتيپى به نام لواشف « 2 » از روسيه رسيد و چهار گردان سرباز با خود آورد و فرمان دهى را از شيپوف گرفت . « 3 » براى آن كه ايرانىها نتوانند كمين كنند ، روس‌ها درختانى را كه در حوالى رشت بود قطع كردند و به اين ترتيب سوخت كافى به دست آوردند . كشاورزان از قطع درختان لب به شكايت گشودند و گفتند : « جنگل‌هاى ما براى پرداخت ماليات به شاه به كار مىرود . » « 4 » با آمدن لواشف و سربازانش ، قواى روس‌ها در گيلان به شش گردان رسيد ، ولى با در نظر گرفتن اوضاع ايالات مجاور بحر خزر معلوم است كه اين عده به هيچ وجه براى تصرف آن ناحيهء وسيع و تأمين حمل و نقل كفايت نمىكرد . در اينجا بىمورد نيست مطالب مهمى را كه جيمز بيلى فريزر « 5 » يك قرن بعد دربارهء اين قسمت از ايران نوشته و خود از آن عبور كرده است ذكر كنيم . وى مىنويسد : « هيچ ناحيه‌اى نديده‌ام كه از نظر نظامى مثل اين ايالات غير قابل عبور باشد . در اين نواحى راه ساخته شده‌اى ، به جز راهى كه سابقا شاه عباس ساخته است ، وجود ندارد ، و آن هم چنان از بين رفته است كه بايد راه‌نمايى براى پيدا كردن آن با خود برد و حتى اگر راهى پيدا شود ، براى عمليات نظامى مفيد نيست ، زيرا در طى آن شكاف‌هاى فراوان وجود دارد و جنگل‌هاى غير قابل عبورى در اطراف آن است كه براى كمين گرفتن دشمن و حملات ناگهانى او مناسب است . محل‌هايى كه در آن كشت و زرع نمىشود پر از باتلاق‌هاى طبيعى و مصنوعى است و درختان جنگلى و خار مخصوصا تمشك جنگلى به حد وفور در آن يافت مىشود و عملا غير قابل عبور است . اهالى اين بوته‌هاى تمشك را « پهلوان مازندرانى » مىنامند و اين هم اسم مناسبى است . » « 6 » شرحى كه فريزر مىنويسد اگر چه در خصوص مازندران است ، ولى دربارهء ايالت گيلان و قسمت‌هايى از استرآباد نيز صادق است . در اين جا بايد به حمله روس‌ها به باكو در تابستان 1723 توجه كنيم . اين شهر در نظر پطر كبير حايز اهميت بسيار بود . اولا تزار مىخواست بر ترك‌ها پيش دستى كند ، زيرا ترك‌ها داود
هامش
( 1 )Soimonov , « Tage - Buch » , pp . 290 - 1. ( 2 )Levashov. ( 3 ) . همان كتاب ، صفحات 292 - 293 . ( 4 )Soloviev , Istoriya Rossii , vol . XVIII , p . 48. ( 5 )Fraser. ( 6 )London , 1838 ) , vol . II , p . 468 . A Winters'Journey from Constantinople to Tehran ; With Travels through Various Parts of Persia)