در ضمن اين مذاكرات ، مردى به حاجى طرخان رسيد كه اطلاعات زيادى دربارهء تجارت گرجستان داشت و همچنين با شهر تفليس آشنا بود . پطر كه به اظهارات اين مرد بسيار علاقه نشان مىداد ، گفت كه از رودخانهء كورا مىتوان براى حمل و نقل امتعه از درياى مازندران تا تفليس و بالعكس استفاده كرد . « 1 » اصولا پطر سالها در فكر توسعهء تجارت در روسيه از طريق رودخانه و ترعه بود . بنابراين به فكر افتاد كه شهر بزرگى در نزديكى دهانهء كورا بسازد كه نه تنها براى نگاه دارى كالاهاى گرجستانى در تجارت با روسيه ، بلكه با ايران و ساير ممالك شرق و جنوب شرقى مورد استفاده واقع شود .
تلفات سنگين قشون روسيه در نتيجهء بيمارى ضمن لشكركشى به دربند و دشوارى حمل و نقل پطر را متقاعد ساخت كه تجارت در درياى خزر با وجود تمام اشكالات بايد تشويق شود .
بنابراين ، به دو گروهان سرباز ، به فرمان دهى سرهنگ شيپوف ، امر داد كه با چند كشتى تحت نظر سويمونف عازم گيلان شوند . هنگامى كه از تزار پرسيدند آيا دو گردان براى تصرف و حفظ گيلان كفايت خواهد كرد ، وى در جواب گفت : « چرا نه ؟ مگر استنكا رازين نتوانست با پانصد قزاق در آنجا بماند ؟ در صورتى كه شما دو گردان داريد و هنوز مردديد ! » « 2 »
تمام تداركات به موقع خود انجام گرفت و تزار و افسران ارشد او در 17 ر 6 نوامبر 1722 در حاجى طرخان به تماشاى حركت كشتىها پرداختند . سويمونف بعد از توقف مختصرى در شبه جزيرهء آبشوران ، عازم دهانهء كورا شد تا محل مناسبى براى تجارت تعيين كند و بعد از امتحان مجراهايى كه رودخانهء كورا از آنها به دريا مىريخت ، محل مناسبى در سى ميلى ساليان ، در بالاى رودخانه ، تعيين كرد ؛ و سپس عازم انزلى شد و سه روز بعد به اين ناحيه رسيد . سرهنگ شيپوف يكى از افسران را از جلو فرستاد تا آورامف و حاكم گيلان را از ورود سربازان مطلع كند و اسبهايى به پير بازار ( دهكدهاى واقع در خليج كوچكى در شرق مرداب ) بفرستد . اين اسبها براى حمل باروبنه روسها به رشت بود ، كه در شش ميلى مشرق پير بازار قرار دارد .
چندى بعد مترجمى به نام پتريچى از اهالى يونان وارد رشت شد و به شيپوف خبر داد كه همراه اسماعيلبيگ ، سفير طهماسب ، آمده است و اين شخص اختيارات كامل دارد كه با تزار عهد نامهاى ببندد . همچنين گفت كه اسماعيل بيگ تقاضا دارد يك كشتى در اختيار او گذاشته شود تا از طريق درياى خزر به روسيه برود و مجبور نباشد از گيلان و
هامش
عمل مىآورد ؛ - سفرنامه او ، جلد چهارم ، ص 163 . ولى ارقامى كه به دست مىدهد مربوط به صادرات به تمام ممالك است ؛ مقدارى كه در واقع توليد مىشد شايد كمى تفاوت داشت .
( 1 ) . همان كتاب ، ص 266 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 267 .