جنگى درگيرد ، مخالف ميل او خواهد بود و بايد در شوراى اعيان و اشراف تصويب شود . » « 1 »
استانيان در پايان گزارش خود به خط رمز نوشت : « از آنجا كه لحظهء بحرانى براى تصميم به جنگ يا صلح فرا رسيده است ، قول پرداخت مبلغى پول دادهام و فكر مىكنم در صورت قطع روابط ، مفيد واقع شود . » « 2 » چند روزى تيرگى روابط ادامه داشت . تركها در مخالفت خود با پيشنهادهاى تزار راسخ ماندند و هنگامى كه نپلويف گفت كه نمىتواند در آنها بدون اجازهء تزار تغييرى بدهد ، تركها جواب دادند كه كاسهء صبر آنها لبريز شده است . بنابراين وزير اعظم به او اطلاع داد كه او را زندانى نخواهد كرد ، بلكه او را مخير مىسازد يكى از اين سه طريق را انتخاب كند يعنى يا در قسطنطنيه بماند يا به روسيه باز گردد و يا اين كه همراه قشون تركيه برود .
دوبوناك كه از وخيم شدن اوضاع با خبر بود در پانزدهم ژانويه مدتى با گيكا « 3 » رئيس مترجمان دربار گفت و گو كرد و با شدت و حرارت گفت كه بعضى از شرايط تزار اگر چه سخت است ، ولى در آنها تصريح نشده است كه در صورت رد شدن آنها جنگ روى خواهد داد ، و در حقيقت نمايندهء روسيه حاضر شده است نكاتى را كه نمايندگان تركيه نمىپذيرند براى تجديد نظر به اطلاع تزار برساند . سفير فرانسه همچنين گفت كه تزار از آن لحاظ با طهماسب عهد بسته است كه مىخواسته متصرفات خود را در اين كشور قانونى معرفى كند ، و به نفع روسيه و تركيه نخواهد بود كه بر سر ايران به جنگ پردازند . دوبوناك در پايان مذاكرات خود گفت كه حاضر است به تزار پيشنهاد كند كه طهماسب را وادارد با تركيه روابط حسنه برقرار سازد و معاهدهاى به همان ترتيب با اين كشور ببندد .
بعد از اين گفت و گو ، گيكا به ديدن وزير اعظم شتافت . از صبح همان روز داماد ابراهيم رياست مجمعى را كه براى تصميم به جنگ يا صلح تشكيل يافته بود به عهده داشت . در اين مجمع كه چهار صد نفر شامل وزرا ، علما و رؤساى نظامى شركت كرده بودند ، اكثريت ، على رغم تمايلات وزير اعظم ، رأى به جنگ با روسيه داد . هنوز دعا و نمازى كه معمولا در اواخر چنين مجامعى خوانده مىشد آغاز نشده بود كه گيكا قدم به درون اتاق نهاد . بعد از آن كه وزير اعظم علت آمدن او را جويا شد ، گيكا خلاصهء مذاكرات خود را با دوبوناك بيان داشت . داماد ابراهيم سپس از او تقاضا كرد كه آن مطالب را دوباره براى مجمع بگويد . سخنانش چنان در حضار تأثير داشت كه همگى تصميم گرفتند از جنگ دست باز دارند و مذاكرات را ادامه دهند . بعد از ختم جلسه ، داماد ابراهيم و عدهاى از اعيان و اشراف به اتفاق گيكا به حضور سلطان رفتند و گيكا آنچه
هامش
( 1 ) . گزارش 15 ر 4 ژانويه 1724 درState Papers 97، جلد 25 . ورقa6 .
( 2 ) . دوبوناك از قصد اخلال استانيان آگاه بود ؛ - نامهء او خطاب به كنت دو مورويل ، مورخ 25 ژوئن 1724 ، در ضميمهء 28 كتاب اوMemoire historique، ص 265 .
( 3 )Ghika.