در اين ضمن موقعيت دوبوناك مستحكم گرديد زيرا دشمن سر سخت او ، كاردينال دوبوا « 1 » ، در دهم اوت در نتيجه افراط در فسق و فجور و سقوط از اسب در گذشت . « 2 » در سى و يكم اكتبر 1723 لوئى پانزدهم به دوبوناك نوشت كه سال بعد ويكنت داندره زل « 3 » به جانشينى او منصوب خواهد شد ، ولى در اين ضمن بايد بكوشد صلح ميان روسيه و تركيه باقى بماند و نگذارد سلطان دامنهء متصرفات خود را به ضرر ايران توسعه دهد . و همچنين متذكر شد كه اقدامات دوبوناك را براى ابقاى صلح ميان دو كشور تصويب مىكند ، ولى براى ميانجيگرى به او اختيارات كامل نمىدهد . زيرا بهتر است اقدامات او در طى مذاكرات مبنى بر خواهش دو كشور براى ميانجيگرى او باشد . سپس افزود كه اگر نمايندگان ساير دول اروپايى در قسطنطنيه آگاه شوند كه در حقيقت پادشاه فرانسه ميان تزار و سلطان ميانجيگرى مىكند ، اين عمل تأثير خوبى نخواهد داشت . « 4 »
در شانزدهم دسامبر چاپارى از روسيه رسيد و دستورهايى از تزار براى نپلويف آورد كه در آنها به او اجازه داده شده بود كه مذاكرات با تركها و دوبوناك را تجديد كند . در مباحثاتى كه روى داد ، نپلويف دوباره علاقهء تزار را به حفظ صلح تأييد كرد ، ولى اظهار داشت كه تزار بايد متصرفات خود را در ساحل بحر خزر نگاه دارد . هنوز پيش رفتى حاصل نشده بود كه در بيست و سوم دسامبر بحران جديد و شديدى پيش آمد . توضيح آن كه يكى از روزنامههاى وين به زبان ايتاليايى كه ترجمهء كاملى از عهدنامهء تازه ميان روسيه و ايران منعقد در 23 سپتامبر را چاپ كرده بود در اين روز به پاى تخت تركيه رسيد و به دست وزراى سلطان افتاد . از بخت بد نسخهاى از اين عهدنامه كه پطر براى نپلويف و جهت اطلاع تركها فرستاده بود ، هنوز به قسطنطنيه نرسيده بود و در نتيجه نپلويف به طور غير مستقيم از مفاد آن آگاه شد و مبهوت ماند .
چون وضع وخيمى پيش آمده بود ، دوبوناك به نزد وزراى تركيه شتافت و توضيح داد كه عهد نامهء مذكور آن چنان كه به نظر مىرسد نيست و اگر آن را به دقت ملاحظه كنند خواهند ديد كه نه تنها تزار در بستن چنان عهدنامهاى مجاز است بلكه نكتهاى كه در حقيقت به ضرر تركها باشد در آن وجود ندارد . همچنين گفت يكى از مواد آن كه تصريح مىكند « دشمنان ايران ، دشمنان روسيه هستند » نه دربارهء تركها بلكه عليه شورشيان افغانى به كار مىرود . گذشته از اين ، اشارهاى به گرجستان و ايروان و ساير ولايات ايران كه تركيه به تصرف
هامش
( 1 )Dubois.
( 2 ) . سن سيمون كه علاقهاى به دوبوا نداشت دربارهء او مىنويسد : « تمام معايب براى مستولى شدن بر او با يك ديگر مىجنگيدند » ! همچنين براى شرحى درباره دوبوا - كتاب فلاسان ، ج 5 ، صفحات 3 - 5 .
( 3 )d , Andrezel.
( 4 ) . متن اين نامه در ضميمهء شانزدهم كتاب دوبوناك ، صفحات 212 - 214 يافت مىشود .