نام اين شخص حتى در اين اواخر مجهول بود و اظهار مىداشتند كه وى با كمك عدهاى راه زن توانسته است پادشاهى را كه خانوادهء او بيش از دو قرن در ايران سلطنت كرده است براندازد .
درست است كه محمود هم سنى بود ، ولى باز به همين علت شخص خطرناكى محسوب مىشد .
خلاصه تركها گفتند اگر محمود در ايران و مخصوصا به جانب تبريز پيش روى كند ، با مقاومت آنها مواجه خواهد شد .
دوبوناك مطابق معمول كوشيد كه اختلاف ميان طرفين را تسويه كند و در اواخر مذاكرات گفت كه اگر تركها آنچه را گفته شد به خوبى مورد مطالعه قرار دهند خواهند فهميد كه تزار مايل است به اتفاق آنها عمل كند . نپلويف بعد از تأييد قول دوبوناك اظهار داشت كه بايد گزارشى به تزار بدهد و تركها هم گفتند بايد وزير اعظم را از جريانات آگاه كنند و عقيدهء او را بعدا ابراز دارند . « 1 » به اين ترتيب اگر چه نتيجهاى به دست نيامد ، ولى در ، براى مذاكرات بعدى مفتوح ماند .
يكى از اشكالاتى كه مىبايستى بر طرف شود مسئلهء طهماسب بود . تركها مىدانستند كه پطر كبير با او در تماس است ، ولى از حدود مذاكرات آن دو اطلاع نداشتند . پطر مىخواست به اين شرط به طهماسب كمك كند كه وى در عوض ، ولاياتى را كه روسيه گرفته و آنها را كه مىخواهد اشغال كند به رسميت بشناسد .
تركها ادعاى طهماسب را به سلطنت قبول نداشتند و گذشته از اين با او دشمن بودند و نه تنها از صلح با او امتناع مىكردند ، بلكه طبعا از همكارى با روسيه به منظور بر تخت نشاندن او اكراه داشتند . اين همكارى باعث مىشد كه با محمود به جنگ پردازند ، و اگر چه علاقهاى به محمود نشان نمىدادند ، ولى مىدانستند كه اگر تركيه با يك دولت عيسوى و عليه يك نفر سنى و به نفع يك شيعى اقدام كند ، مردم تركيه خشمگين خواهند شد .
با وجود اين ، در اكتبر 1723 از طرف طهماسب مأمورى به نام مرتضى قلى بيگ ( كه نبايد او را با مرتضى قلى خان آخرين سفير شاه سلطان حسين اشتباه كرد ) به مرزهاى تركيه رسيد و اجازه يافت كه به قسطنطنيه برود و لو اين كه يك نفر مأمور ديگر به نام برخوردار خان در ارزنة الروم بازداشت شده بود . مرتضى قلىبيگ هنگامى كه به حضور داماد ابراهيم رسيد ، از او خواهش كرد كه از سلطان تقاضاى كمك كند . وزير اعظم در پاسخ گفت كه اگر طهماسب سرزمينهايى را كه تركيه مىخواهد به اين كشور واگذارد ، سلطان به او كمك خواهد كرد تا باقى ايران به تصرف او در آيد . « 2 »
بنابراين ديده مىشود كه رويهء تركيه نسبت به طهماسب مثل رويهء پطر كبير است با اين فرق كه سخن از همكارى با روسيه در ميان نيست .
هامش
( 1 ) . شرح مفصل اين دو كنفراس در ضميمهء چهاردهم و پانزدهمMemoire historiqueصفحات 201 - 212 ، اثر دوبوناك ديده مىشود .
( 2 )Von Hammer , vo 1 . XIV , p . 99 ; shay , The Ottoman Empire from 1720 to 1734 , p 108.