بود . بنابراين سفير به دنبال او شتافت و در 6 فوريه 1723 به مسكو رسيد .
در سيزدهم همان ماه ، تزار نشلى محمد را با احترامات معموله پذيرفت ، و در ضمن آن ، سفير نامهء سلطان را با يادداشت بلند بالايى تقديم كرد . نامهء سلطان كه با لحن شديد ولى نه تهديدآميز نوشته شده بود به اين مضمون بود كه لشكركشى تزار عليه لزگىها از هدف نخستين او فراتر رفته است ، و چون اين مردم داراى مسلك تسنن و در تحت حمايت تركيه هستند ، وى ( سلطان ) اجازه نمىدهد كه مطيع يك دولت مسيحى باشند . گذشته از اين ، اگر تزار مايل به حفظ صلح است بايد از پيروزىهاى خود در داغستان چشم بپوشد و در بند را تخليه كند و قلعهء سوياتوى كرست ( صليب مقدس ) را ويران سازد . نشلى محمد در دفاع اين مضامين سخنانى بيان داشت ، ولى پطر با نشان دادن نامههاى مردم در بند و باكو او را خاموش ساخت . « 1 » از آنجا كه به سفير امر شده بود مأموريت خود را به سرعت انجام دهد ، وى در گرفتن پاسخ پافشارى كرد ، ولى چون تزار گزارشهايى از نپلويف راجع به نظريهء تركها دريافت داشته بود ، در دادن جواب مسامحه مىكرد . عاقبت در اوايل مارس به سفير اجازه بازگشت داد و به او سفارش كرد به سلطان بگويد كه صلاح هر دو كشور در اين است كه دربارهء تقسيم ولايات ايران توافق حاصل كنند و به اين ترتيب از تصادم بپرهيزند . همچنين به سلطان پيغام داد كه قصد نقض عهدنامه با تركيه را ندارد ، ولى اگر اين كشور با او مخالفت كند ، جلوى مقاصد آن را در نواحى واقع بين درياى سياه و بحر خزر خواهد گرفت . « 2 »
ترديدى نيست كه اگر قوانين بين المللى را ناديده بگيريم ، پيشنهاد تقسيم ايران بسيار عملى بود ، زيرا مانع از بروز جنگ مىشد و هر دو كشور قسمتهايى را كه طالب بودند به تصرف در مىآوردند . ولى تركها در آن وقت مايل به قبول اين پيشنهاد نبودند و چون از اشغال گيلان توسط روسها « 3 » و سقوط اصفهان و انقراض سلسلهء صفويه در اثر حمله افاغنه خبر يافتند ، كم تر مايل به پذيرفتن آن شدند . در مورد سرزمينهايى كه روسيه تصرف كرده بود ، به ادعاى نپلويف وقعى نمىنهادند كه مىگفت چون روسيه تسلط مسلم خود را بر درياى خزر مستقر ساخته است ، بنابراين حق اشغال نواحى ساحلى را خواهد داشت .
وزير اعظم در نامهاى كه به نپلويف نگاشت « 4 » اشاره به پيشنهاد تزار كرد ، ولى متذكر شد كه
هامش
( 1 )Von Hammer , vo 1 . XIV . p . 89.
( 2 ) . كلراك ( طبق تاريخچهاى كه ماركى دوبوناك جهت او فراهم كرده بود ) . اين تاريخچه ، كه ظاهرا خلاصهاى است ازMemoire Historique، مورد استفادهء كلراك واقع شد ؛ عنوان چنين بود :« Memoire abrege de ce qui s'est passe dans la negociation du Traite conclu a Constantinople , entrle les Moscovites et les Turcs , sur les affaires de Perse . »( 3 ) . براى جزئيات اين موضوع ، - فصل بعد .
( 4 ) . ترجمهء فرانسوى اين نامه در ضميمه 13Memoire historique، اثر دوبوناك ديده شود .