نيرومندترين طوايف شرق ايران غلجايىها و ابدالىها بودند . غلجايىها در اطراف قندهار و ابدالىها در ولايت هرات به سر مىبردند . « 1 » اين دو طايفه سنى بودند ، ولى طايفهء هزاره كه از نسل مغول و ساكن نواحى كوهستانى شمال و غرب درههاى هيرمند و ترناك بودند ، آيين تشيع داشتند . طايفهء هزاره به زبان فارسى تكلم مىكرد ولى همسايگان غربى آن به نام چهار ايماق ، تركى سخن مىگفتند و مثل غلجايىها و ابدالىها سنى بودند . « 2 »
زردشتيان بيشتر در يزد و كرمان اقامت داشتند ولى عدهاى از آنها هم در ساير شهرها زندگى مىكردند . در اصفهان محلهء مخصوصى در جنوب زاينده رود ، پايينتر از پل خواجو براى آنها اختصاص داده شده بود .
تعداد كليمىها نسبتا كمتر بود و اكثرا در شهرهاى بزرگ مثل اصفهان مىزيستند و در اين شهر نيز مثل زردشتيان محلهء مخصوصى به نام جوباره داشتند . « 3 » همچنين عدهاى كليمى در همدان و كاشان مقيم بودند . صابيان در عربستان و در مجاورت هم ميهنان خود در بين النهرين به سر مىبردند .
اين همه نژادهاى گوناگون ، همچنان كه انتظار مىرود ، به زبانهاى مختلف سخن مىگفتند .
طبعا زبان فارسى از همه بيشتر متداول بود ولى لهجههاى تركى ، كه به يكى از آنها در دربار تكلم مىشد ، نيز رواج داشت . « 4 » كردى و عربى و گرجى و ارمنى و پشتو جزء زبانهاى معمول بود .
با آن كه شاه اسمعيل اول مذهب شيعهء اثنى عشريه را مذهب رسمى كشور كرده بود ، ولى آيينهاى مختلفى وجود داشت . اكثر مردم از مذهب رسمى پيروى مىكردند ، ولى هم چنان كه گفتيم كردها و افغانها ( به استثناى طايفهء هزاره ) و بيشتر اعراب و عناصر غير مسيحى در قفقاز و ماوراى قفقاز سنى بودند . اگر چه ، به طور كلى ، سنىها در اقليت بودند ، ولى در بعضى نواحى اكثريت را داشتند و گذشته از اين ، بدون استثنا ، مردمى جنگجو و نيرومند بودند ، به خصوص افغانهاى غلجايى و ابدالى و همچنين طوايف لزگى كه در شمال غربى كشور به سر مىبردند .
اهميت كامل اين موضوع بعدا معلوم مىشود .
از آنجا كه اطلاعات ما دربارهء تعداد مردم مختلفى كه جمعيت ايران را در اواخر قرن هفدهم
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بر احوال اين دو قبيلهء مهم - فصول هفتم و هشتم اين كتاب .
( 2 ) . استاد گانر جرينگ( Gunnar Jarring )در رسالهء خود تحت عنوان :On the Distribution of Turk Tribes in Afghanistan , p . 81صحت اين مطالب را دربارهء زبان و مذهب طايفهء چهار ايماق مورد ترديد قرار مىدهد .
( 3 ) . شرح اوضاع اصفهان در اواخر قرن هفدهم در ضميمهء سوم اين كتاب حاضر خواهد آمد .
( 4 ) . تونو( Thevenot )در كتاب 1686Travels into the Levant , London، در قسمت دوم صفحهء 90 مىنويسد كه در دربار ايران فقط به زبان تركى سخن مىگويند ولى لهجهء آن چنان با لهجهاى كه در قسطنطنيه معمول است فرق دارد كه مىتوان گفت زبان جداگانهاى است . همچنين - سفرنامهء شاردن ، جلد چهارم ، ص 238 .