غازى قموق بود كه مدتها در ناحيهاى به سر مىبرد كه قسمتى از آن كوهستانى و قسمت ديگر دشت مسطحى بود و از غازى قموق قويسو ( رودخانه ) به طرف شمال تا ساحل درياى خزر در جنوب بويناق ادامه داشت و به نقطهاى در شمال شهر ترخو منتهى مىشد . قلمرو آن واقع در غرب و شمال غربى طايفهء قراقيتاق بود . در سال 1578 طايفهء غازى قموق به دو قسمت تقسيم شد و متدرجا هر كدام استقلال يافتند . يكى از اين دو با همان نام غازى قموق در قسمت داخلى كوهستانى و ديگرى به اسم قموق در زمينهاى پست مجاور درياى خزر اقامت گزيد . طايفهء اخير از شمخال « 1 » كه مركز حكومتش در ترخو بود اطاعت مىكرد .
طوايف قيتاق و قراقيتاق در ناحيهاى واقع در شمال طبرستان مىزيستند و همسايگان آنها در غرب ، طايفهء غازى قموق و در شمال طايفهء قموق بود . رييس اين طوايف « اوسمى كبير » نام داشت . « 2 »
كردها به طور كلى در كردستان مقيم بودند ولى عدهاى از آنها در آذربايجان و خراسان و ساير ايالات زندگى مىكردند . شاه عباس كبير بعضى از اين طوايف را تقسيم كرد تا هم مانع از مقتدر شدن آنها بشود و هم نواحى سرحدى را كه در معرض هجوم تركمنها و ساير مردم غارتگر واقع مىشد حفظ كنند . « 3 »
در جنوب كشور ، طوايف عرب در قسمت سفلاى عربستان ( نام اين ولايت به همين علت است ) و در سواحل خليج فارس و جزاير آن مقيم بودند و تقريبا همگى از آيين تسنن پيروى مىكردند .
هامش
( 1 ) . در سال 1946 هنگامى كه در كرمانشاه بودم ، در اين باره با شاهزادهء شمخال ، كه از اخلاف مستقيم شمخالهاى ترخوست ، مصاحبهء جالبى به عمل آوردم . طبق گفتهء ايشان اعضاى خانوادهء شمخال عقيده دارند كه اين نام از اسم شهبعل بن عبد اللّه بن عباس از قبيلهء قريش مشتق شده است . اين شخص بعد از آن كه داغستان در قرن دوم هجرى به تصرف مسلمة بن عبد الملك در آمد فرمانرواى آنجا شد و با گذشت روزگار شهبعل به شمخال تبديل يافت . ولى مرحوم استاد بار تولد( Barthold )در مقالهاى كه راجع به داغستان در دايرة المعارف اسلام نوشته ، خاطر نشان كرده است كه اصل عربى اين لقب نظير كلمهء اوسمى ( يعنى مشهور ) معلوم نيست .
همچنين - مقاله گربر( J . G . Garber )به نام :" Nachrichten von drenen an der westlichen seite der Caspisvchen see zwischen abstrashan und dem flusse kur defindlichen volkern und landschaften , und von derselben zustande in dem Jahre 1728 " :در كتاب مولر( Muller )موسوم بهSammhung Russischer Geschichteجلد چهارم ، ص 13 . براى اطلاع بيشتر بر نسب نامهء شمخالها - كتاب برزين( I . N . Berezin )به نام :Puteshestviye po Dagestanu i Zakavkaz , yu , p . 77 .( 2 ) . نام او از اين لحاظ « اوسمى كبير » بود كه با « اوسمى صغير » رييس قبيلهء لزگى مقيم كاخ و قانق در قسمت جنوبى سلسله جبال قفقاز فرق داشته باشد . رييس قبيلهء آور هم « اوسمى » نام داشت . - كتاب سابق الذكر گربر صفحات 84 و 154 .
( 3 ) . طوايف قاجار و افشار هم به همين علل متفرق و پراكنده شدند .