تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
هم‌چنين به وسيلهء يك بيگلربيگى اداره مىشد و به علت پشم مرغوبى كه داشت از لحاظ تجارى بسيار حايز اهميت بود . در شرق كرمان صحراى خشك دشت لوت آن را از ايالت سيستان جدا مىكرد . در جنوب شرقى كرمان مكران واقع است كه به طرف مشرق به حدود بلوچستان مىرسد . در اين ناحيه طوايف جنگ‌جويى كه بسيارى از آنان بلوچ بودند اقامت داشتند . بلوچستان ميان مكران در غرب و امپراتورى مغول در شرق قرار داشت و ساكنان آن طوايف وحشى براهوى و بلوچ بودند . فرمان شاهى در مكران و بلوچستان به خوبى اجرا نمىشد . در شرق و شمال شرقى ايران ايالت خراسان كه در آن وقت بسيار وسيع بود قرار داشت و مثل آذربايجان از امروز بزرگ‌تر بود ، زيرا دو ايالت بزرگ قندهار و هرات ( كه هر كدام زير نظر يك بيگلربيگى اداره مىشد ) و همچنين ايالت كوچك مرو به اضافهء قسمتى كه امروز به خراسان معروف است جزء آن به شمار مىآمد . طبق تذكرة الملوك ، شامل سيستان و بلوچستان نيز بود . شهرهاى عمدهء خراسان ، مشهد و هرات و قندهار بود . از لحاظ ادارى قسمتى از اين ايالت جزء « ممالك » و زير نظر دولت بود و قسمت ديگر جزء « خاصه » يا املاك سلطنتى به شمار مىآمد . ايالت استر آباد شمال غرب خراسان را از درياى خزر جدا مىكرد و مركزى به نام استرآباد داشت . « 1 » در اين ايالت كه توسط يك بيگلربيگى اداره مىشد عدهء زيادى تركمن ، يا از نژاد تركمن ، مىزيستند . از گروه اول طوايف گوگلان و يموت و از گروه دوم قبايل اشاقه باش و يوخارى باش « 2 » را كه جزء طوايف نيرومند قاجار و جلاير بودند مىتوان نام برد . در غرب استر آباد ، ايالت باريك و ساحلى مازندران قرار داشت و شامل زمين‌هاى حاصل خيز ميان سلسله جبال البرز و درياى خزر « 3 » و مستور از جنگل بود و مثل امروز هوايى مرطوب داشت . گيلان در مغرب مازندران و داراى اوضاع طبيعى و آب و هواى مشابه آن بود . رشت مثل امروزه شهر عمدهء آن محسوب مىشد . بهترين ابريشم ايران از ناحيهء لاهيجان به دست مىآمد . در اواخر قرن هفدهم گيلان جزء « خاصه » گرديد . « 4 » ايالت شيروان از حدود شمالى گيلان به وسيلهء ناحيهء طالش و دشت مغان جدا مىشد ( اين
هامش
( 1 ) . اخيرا نام اين قسمت به گرگان تبديل يافته است . ( 2 ) . اين قبايل را نظر به موقعيت چراگاه‌هاى آنها به ترتيب قبايل سفلى و عليا مىناميدند . ( 3 ) . يكى از مبلغان مذهبى فرانسوى به نام سانسون كه از 1683 تا 1692 در ايران بود ، مىنويسد كه مازندران در عهد او توسط يك والى اداره مىشد . كتاب او تحت عنوان :Voyage ou Relation de l , Etat present du Royaume de Perse , P . 45ظاهرا اين قسمت بعدا جزء « خاصه » شد . ( 4 ) . سانسون در همان كتاب ، ص 45 ، مىنويسد كه يكى از وزراى خاصه در رشت مقيم بود .