تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
جهت ميانجىگيرى ميان شاه و رئيس شورشيان بفرستد . « 1 » داماد ابراهيم و سلطان طبعا از تغيير اوضاع نگران شدند . چندى قبل از آن ، نپلويف از حمله‌اى كه به شماخى شده بود به باب عالى شكايت كرده بود ، شايد از آن لحاظ كه پطر كبير از تقاضاى كمك شورشيان از تركيه آگاه شده بود . داماد ابراهيم در پاسخ مثل محمود اظهار داشت كه مسئوليت حوادثى كه روى داده با او نيست . نپلويف سپس گفته بود كه چون روسيه نمىتواند از ايران غرامت بگيرد ، ناچار آن را از خود شورشيان خواهد گرفت . گرفتارىهاى وزير اعظم در اين وقت تشديد شد ، زيرا آمدن نمايندگان شورشيان به قسطنطنيه در اوايل آن سال و ذكر جور و ستم شيعيان ، احساسات مذهبى ترك‌ها را چنان برانگيخته بود كه وى اكراها از سياست عدم مداخله در امور چشم پوشيد و نماينده‌اى به نام درويش محمد آقا به شماخى فرستاد تا حاجى داود را طبق تقاضاى خود او به عنوان يكى از اتباع تركيه بشناسد و حكومت شيروان را به او تفويض كند ، « 2 » و براى جلوگيرى از بروز اختلاف با روسيه ، نشلى محمد آقا ، قابچى باشى ( رئيس دربانان ) ، را به نزد تزار فرستاد تا عمل خود را به اطلاع او برساند . پطر كبير در اين وقت مايل نبود جنگ با تركيه را تجديد كند ، « 3 » زيرا پس از فراغت از جنگ با سوئد تصميم گرفته بود نقشهء ديرين خود را براى بسط متصرفات روسيه در ماوراى بحر خزر عملى كند . هرج و مرج ايران فرصت مناسبى به دست او داد ، در صورتى كه غارت شماخى بهانه‌اى برايش فراهم آورده بود . اشكال كار اين بود كه ترك‌ها هم مىخواستند قسمتى از ايران را متصرف شوند ، زيرا تعصب شيعيان ايرانى حس عداوت سنىهاى تركيه را برانگيخته بود . در ضمن اين كه خطر تصادم ميان روسيه و تركيه بر سر ايران وجود داشت ، عواملى هم در كار بود كه مانع از آن مىشد . خود پطر مىخواست از جنگ جلوگيرى كند ، و لو اين كه اين عمل باعث چشم پوشى او از لشكركشى به ايران بشود . اگر چه ايوان ايوانويچ نپلويف ، نمايندهء او در قسطنطنيه ، سياست مدار تازه‌كارى بود ، در اين مقام لياقت خود را نشان داد و مثل ولينسكى و سويمونف يكى از دست پروردگان تزار بود و شايد بتوان گفت از همه بيشتر موفقيت يافت . « 4 » در تركيه ، داماد ابراهيم و سلطان بيش از همه خواهان صلح بودند . سوم آن كه فرانسه مانع از بروز
هامش
( 1 ) . اين نماينده ، عثمان آقا بود كه در فصل شانزدهم به سرگذشت او در ايران اشاره كرديم . ( 2 ) . - آخر فصل يازدهم . ( 3 ) . اگر پطر كبير بيشتر عمر كرده بود ، امكان دارد كه براى جبران شكست پروث( Pruth )اقدام مىكرد و به آرزوهاى خود دربارهء درياى سياه تحقق مىبخشيد . ولى از اخطارى كه به وختانگ كرد معلوم مىشود در آن وقت ميل نداشت با تركيه وارد جنگ شود . ( 4 ) . براى شرح مختصرى دربارهء زندگى نپلويف ، - سامنر( Sumner )، همان كتاب ؛ اشپولر( Spuler )، همان كتاب ، ص 438 .