در مورد ايران ، سياست داماد ابراهيم براساس دوستى و عدم مداخله استوار بود ؛ و اگر جريان حوادث او را مجبور نكرده بود ، تا پايان كار اين سياست را ادامه مىداد .
اگر چه منصب وزارت عظمى پر از خطر بود ، ولى موفقيت داماد ابراهيم در اثر كاردانى او و نفوذى كه در نزد سلطان داشت مدتها مستحكم ماند . « 1 »
با وجود آن كه تركيه دورهء درخشانى را در هنر و فرهنگ طى مىكرد ، ولى قواى نظامى او رو به انحطاط مىرفت . معالوصف تركيه از لحاظ نظامى كاملا ضعيف نشده بود و هنوز از ممالك مقتدر به شمار مىآمد . « 2 »
پس از اين شرح مختصر راجع به تركيه در سال 1720 ، بايد به روابط اين كشور با ايران در اواخر سلطنت شاه سلطان حسين توجه كنيم .
در اواخر سال 1721 مرتضى قلى خان ، سفير شاه سلطان حسين ، در ازاى بازديد درى افندى از ايران ، وارد قسطنطنيه شد و در تمام موارد ، به استثناى يك بار « 3 » ، مورد پذيرايى و احترام فراوان واقع گرديد . تسلط او بر ادبيات و مهارتش در ذكر اشعار مناسب و به جا فوق العاده مورد توجه داماد ابراهيم قرار گرفت .
ابراهيم استانيان « 4 » نمايندهء انگلستان در قسطنطنيه در گزارشى كه به وزارت امور خارجه دولت متبوع خود فرستاد ، نوشت كه مرتضى قلى خان براى اين فرستاده شده است كه :
« ميان دو كشور حسن تفاهم ايجاد كند ، مخصوصا در اين وقت كه شورش عظيمى در ايران بر پا شده است . همچنين براى خشنودى باب عالى ، اجازهء پادشاه ايران را براى تجارت اتباع سلطان در ايران ابلاغ كرده است . باب عالى در نتيجهء عهدنامهء پاسارويتس « 5 » چنين تقاضايى نمود
هامش
( 1 ) . مرى ورتلى مانتگيو( Mary Wortley Montagu )مبالغه مىكند در اين كه مىنويسد : « وقتى وزيرى در اينجا مورد خشم مردم واقع مىشود ، در ظرف سه ساعت حتى او را از آغوش سلطان بيرون مىكشند و سر و دستها و پاهاى او را مىبرند و او را در برابر دروازههاى قصر مىاندازند . »
-The Letters and Works of Lady Mary Wortley Montagu ( London . 1837 ) vo 1 , 1 . p . 365معالوصف در آنچه وى نوشته است حقيقتى هم وجود دارد ، زيرا داماد ابراهيم عاقبت جان خود و احمد سوم تاج و تخت را در اثر شورش ينىچرىها در سال 1730 از دست دادند .
( 2 ) . سامنر( Sumner )در همان كتاب ، صفحات 10 - 11 ، درست مىگويد كه « قدرت در قسطنطنيه متدرجا رو به فساد مىنهاد . پوست درخت عظيم گرهدار نشده بود و شيرهء آناطولى هنوز جريان داشت ولى متدرجا آهستهتر پيش مىرفت . »
( 3 ) . و آن وقتى بود كه شاعر معروف ، سيد وحبى ، لطيفهء غير عاقلانهاى عليه او گفت . - فونهامر( Von Hammer )، جلد چهاردهم ، ص 84 .
( 4 ) . استانيان از آوريل 1718 تا مه 1729 نمايندهء انگليس بود ؛ - نوشتهء اشپولر( Spuler ) vo 1 , XXIV , p . 255در ،Jahrbucher fur Geschichte Osteuropas ( Breslau , 1936 )( 5 ) . مادهء . 19 عهدنامه تجارى كه در 27 ژوئيه 1718 به امضاء رسيد -Noradounghian , Recueil d'Actes Internationaux , vo 1 . 1 , p . 226 .