به اين ترتيب سلطنت كوتاه ولى خونين نخستين غاصب افغانى كه در سن بيست و شش سالگى در گذشت ، يا مقتول شد ، به پايان رسيد .
وقتى عمليات محمود را چه در زمانى كه رهبر افاغنه بود و چه هنگامى كه بر تخت سلطنت نشست ، مورد مطالعه قرار مىدهيم ، مىبينيم كه هيچ جنبهء خوبى نداشته است ؛ ولى بايد در نظر بگيريم كه تقريبا تمام اطلاعات ، دربارهء او از منابع مخالف به دست آمده است . ترديدى نيست كه محمود شخص ظالم و خون آشامى بود و قسمتى از پيروزىهاى شگفتانگيز خود را در اثر زور و ايجاد وحشت ، و قسمت ديگر را در نتيجهء اشتباهات و بىكفايتى درباريان ايرانى به دست آورد . اگر چه در آغاز تا حدى زيركى و فطانت از خود نشان داد ، ولى به زودى علاقه به خونريزى بر وجود او مستولى شد .
اگر محمود تا حدى مثل پدرش ، ميرويس ، زيرك و زرنگ بود ، معلوم نيست سرنوشت افاغنه چه مىشد . آيا محمود مىتوانست نفوذ غلجايىها را در ايران تا مدتى بر پايهء محكمى استوار كند ؟ وقتى وقايع زمان اشرف را مطالعه مىكنيم ، مىبينيم كه پاسخ اين سؤال منفى است .
هامش
فرمان داده بود محمود را خفه كنند مطابق نوشتهء شيخ محمد على حزين ( احوال ، ص 139 ) ، محمود به مرگ طبيعى در گذشت ، ولى محمد محسن ( زبدة التواريخ ، ورقa209 ) عقيده دارد كه او را خفه كردند ، در صورتى كه كروسينسكى ( ص 296 ) ورنال ( ص 13Relation historique) مىنويسند كه او را گردن زدند . كروسينسكى و نمايندهء كمپانى انگليسى هند شرقى تاريخ 22 آوريل را روز « كودتا » ى اشرف مىدانند . ظاهرا فرضيهء خفه شدن محمود درستتر است . زيرا نوشتهء محمد محسن ( كه غالبا قابل اعتماد است ) توسط نويسندگان ذيل تأييد شده است : استپانوس ارتس( Stepanos Eretz )در نسخهء خطىMeditation on Past and Present Events '، ورق 100 ( اين نسخه در كتابخانهء كليساى جلفاست ) و خاچاطور ، ( و گرشبات ، 1905 )History of Persia، صفحات 239 - 240 از دكتر ميناسيان كه اين دو مأخذ را به من نشان داد متشكرم .