تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
در اين ضمن ، اشرف اگر چه در زندان مىگذرانيد ، ولى به وسيلهء چند تن از بقاياى اعيان ايران با طهماسب تماس گرفت و از او تقاضا كرد كه با استفاده از هرج و مرجى كه در اصفهان در نتيجهء بيمارى محمود روى داده است ، عازم پاىتخت شود و همچنين به او اطمينان داد كه به محض رسيدن او به اين شهر و نجات دادن او از زندان به او خواهد پيوست و سپس متفقا محمود را از سلطنت خلع خواهند كرد . فقط آنچه در عوض براى خود و طرف‌داران خود مىخواست اين بود كه جانشان بخشيده شود و به اراضى و دارايى آنها تجاوز نكنند . « 1 » بزرگان ايرانى هم به طهماسب نوشتند و او را ترغيب كردند كه پيش نهاد اشرف را بپذيرد . طهماسب پس از دريافت اين نامه‌ها ، پاسخ موافق داد و تعهد كرد كه شرايط فوق را رعايت كند ، ولى قبل از آن كه دست به عملى بزند ، در نتيجهء بدتر شدن حال محمود و نتايجى كه از آن ناشى شد وضع ديگرى پيش آمد . بهبودى محمود ديرى نپاييد و بعد از مدت كوتاهى عذاب جسمى او هم مزيد بر علت شد : به هر كسى كه نزد او مىآمد دشنام مىداد و در حال تأثر ، گوشت بدن خود را گاز مىگرفت و آن را پاره مىكرد . نوع بيمارى او دقيقا معلوم نيست ، زيرا بعضىها مىگويند محمود مبتلا به جذام « 2 » و بعضىها عقيده دارند كه فلج شده بود . « 3 » در هر حال به زودى معلوم شد كه بهبود نخواهد يافت . در اين هنگام به اصفهان خبر رسيد كه قواى طهماسب عده‌اى از سپاهيان افغانى را به فرمان دهى محمد سيدال خان در حوالى قم شكست داده است . « 4 » از آنجا كه محمود در اين موقع بحرانى نمىتوانست فرمان روايى كند ، رؤساى افاغنه تصميم گرفتند شخص ديگرى را به جاى او بگذارند ؛ و چون آوردن حسين ، برادر محمود ، از قندهار مستلزم وقت بود ، مصمم شدند اشرف را از زندان بيرون آورند و تاج شاهى را بر سر او بگذارند . بنابراين در بعد از ظهر روز 22 آوريل ، امان الله و يكى ديگر از فرمان دهان ، اشرف را آزاد ساختند و به همراهى هفتصد يا هشتصد سرباز به ميدان شاه رفتند و به قصر سلطنتى كه عدهء زيادى نگهبان در آنجا بودند حمله بردند . پس از زد و خورد مختصرى ، اشرف قصر را به تصرف در آورد . سه روز بعد محمود يا از بيمارى درگذشت يا به قتل رسيد ، « 5 » و روز بعد اشرف به پادشاهى برداشته شد .
هامش
( 1 ) . كروسينسكى ، صفحات 306 - 307 با در نظر گرفتن رفتار بعدى اشرف ، معلوم نيست كه پيش نهادهاى او بدون غرض بوده است يا نه . ( 2 )Reynal , Relation historique , p . 13 ; Krusinski , p , 293. ( 3 ) . تاريخ نادرى ، ص 10 ، تأليف ميرزا مهدى ؛ روضة الصفاى ناصرى ، جلد هشتم ؛ تأليف ميرزا رضاقلىخان هدايت . ( 4 ) . كلراك ، جلد دوم ، ص 217 . اين عمل ظاهرا ربطى به موافقت ميان اشرف و طهماسب نداشته است . ( 5 ) . - نامهء نمايندهء انگليسى هند شرقى در اصفهان ، مورخ 28 ژوئن - 29 ژوئيه 1726 . طبق اين نامه ، اشرف