نگرانىهاى محمود چنان در روح او اثر كرد كه به اطرافيان خود ، مخصوصا اشرف ، ظنين گرديد و اگر چه عموزادهء خود را بعد از بازگشت او از قندهار ظاهرا با محبت و ادب پذيرفته بود ، ولى به زودى چنين صلاح ديد كه او را در قصر تحت نظر قرار دهد تا مبادا سربازان ناراضى را تحريك به شورش كند .
از آنجا كه محمود احساس مىكرد جز با توفيق خداوندى نمىتواند بر گرفتارىهاى خود فايق آيد ، به قول سرجان ملكم « تصميم گرفت روح را از مشاهدهء اشياى دنيوى بازدارد تا آن كه در ذات احديت جذب شود . » « 1 » براى اين منظور وارد سردابى شد و در آنجا تقريبا چهل روز بدون غذا در تنهايى گذرانيد . هنگامى كه زرد و لاغر از آنجا بيرون آمد ، همگى در كمال وضوح دانستند كه عقل او كه متزلزل بوده ، اعتدال خود را كاملا از دست داده است . از آن پس بسيار ناراحت و بدگمان و خرده گير شد ، و غالبا افسرده و ملول بود .
هنگامى كه محمود در يأس و نوميدى به سر مىبرد ، ايرانىها احتمالا از بدخواهى شهرت دادند كه صفى ميرزا ، دومين فرزند شاه سابق ، از زندان گريخته و به ناحيهء بختيارى پناه برده است .
محمود بدون آن كه دربارهء اين خبر ( كه مسلما صحت نداشت ) تحقيقى كند ، چنان خشمگين شد كه تصميم گرفت تمام شاهزادگان زندانى ( به جز سلطان حسين ) را از دم تيغ بگذراند . اين تصميم مخوف در هفتم يا هشتم فوريهء 1725 عملى شد . محمود فرمان داده بود كه دست تمام شاهزادگان را با كمربندهاى آنها از پشت ببندند و آنها را به يكى از حياطهاى قصر سلطنتى ببرند .
سپس خود با دو تن از همراهان همگى را با ضربهء شمشير به خاك افكند . سلطان حسين از شنيدن ضجه و زارى آنان به ميان حياط دويد و در اين ضمن دو تن از شاه زادگان خردسال كه هنوز نوبت كشتن آنها فرا نرسيده بود ، به آغوش پدر پناه بردند . محمود با شمشير آخته به دنبال آنها دويد و در اين هنگام شاه سلطان حسين بازوى خود را براى حمايت آن دو كودك پيش آورد و زخمى شد . جنون محمود در اثر ديدن خون پادشاه سابق اندكى تقليل يافت و اين عمل باعث شد كه او از كشتار بيشتر خوددارى كند . « 2 »
به درستى معلوم نيست چند تن از شاهزادگان در اين حادثه به قتل رسيدند ، زيرا مورخان تعداد آنان را از هجده تا 180 نفر نوشتهاند . « 3 » آن چه به يقين مىتوان گفت اين است كه تمام
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران ، جلد دوم ، ص 16 .
( 2 ) . كروسينسكى ، ص 291 .
( 3 ) . نمايندهء كمپانى انگليسى هند شرقى در نامهء مورخ 28 ژوئن - 9 ژوئيه مىنويسد كه محمود « در شب 28 و 39 ژانويه ( هشتم و نهم فوريه ) 54 تن از فرزندان شاه سلطان حسين و سه تن از برادران او و بچههاى آنها را به قتل رسانيد و روى هم رفته 54 يا 85 يا 107 نفر به اين ترتيب به هلاكت رسيدند » . كروسينسكى ، ص 291 ، اعتراف مىكند كه رقم صحيحى نمىتواند به دست دهد و مىنويسد : « بعضى مىگويند 105 ، و بعضى 180 و جمعى ديگر رقم كشتگان را بيشتر ذكر مىكنند » . محمد محسن ، در زبدة التواريخ ، ورقb219 ، مىنويسد كه