در ضمن پيش روى او به شيراز سر به اطاعت او نهاده بودند و به اين طريق نشان دادند كه تسلط افاغنه بر اين كشور فقط با زور صورت مىگرفت .
پس از مرگ نصر الله ، زبردستخان جانشين او شد و محاصرهء شيراز به شدت ادامه يافت ، ولى پادگان شهر به سختى پاى دارى كرد ، و اگر حاكم قبل از محاصره مقدار كافى آذوقه جمع كرده بود ، امكان داشت شهر تسليم نشود . با وجود اين ، شيرازىها مدت نه ماه مقاومت كردند و عاقبت مجبور شدند دروازههاى شهر را به روى دشمن بگشايند . مىگويند بيش از چند هزار نفر در طى محاصره تلف شدند ، ولى اين رقم به نظر مبالغه آميز مىآيد . « 1 »
نوشتهاند كه پس از تسليم شهر ، زبردستخان به علت داشتن نژاد ايرانى ، با مردم به مهربانى و ادب رفتار كرد . « 2 »
زبردستخان قبل از پيوستن به محمود ، قواى مختصرى از طريق لار به بندر عباس فرستاد .
ايرانىهايى كه در آنجا و در حوالى آن زندگى مىكردند به جزيرهء هرمز گريختند و در اين ضمن انگليسىها و هلندىها درهاى بنگاه بازرگانى خود را به روى افاغنه بستند . شايد افغانها ، با توجه به سرنوشت بلوچها در دسامبر 1720 ، « 3 » نخواستند به زور وارد شوند ، و در حالى كه عدهء زيادى از آنها در اثر بيمارى تلف شده بود ، به محل اول بازگشتند .
در اين ضمن محمود شهر گلپايگان را محاصره كرد و چون طهماسب از اين واقعه آگاهى يافت ، از خواب غفلت بيدار شد و قوايى به فرماندهى فريدون خان براى نجات آن شهر فرستاد ، ولى محمود او را به آسانى شكست داد . فريدون خان كه از ملامت بىعلت طهماسب خشمگين شده بود ، با بقيهء قواى خود به تركها پيوست . « 4 » گلپايگان بعد از شكست فريدون خان مدت زيادى پاى دارى نكرد ، محمود همچنين شهر خوانسار را ، كه در دامنه جنوب شرقى سلسله جبال
هامش
كه نصر الله دريافت كه بعضى از گرجىها در ايران مجبور شدهاند كه براى دخول در خدمت شاه اسلام بياورند ، به آنها اجازه داد كه به آيين قبلى خود بازگردند و حتى يك كشيش گرجى از اصفهان به نزد آنها فرستاد . ولى كروسينسكى عقيده دارد كه امان الله به علت تنفرى كه از تشيع داشت به اين اقدام دست زد و كمتر به علت تمايل او به عيسويت بود .
( 1 ) . نوروزنامهء محمد شيرازى ، ص 4 ؛ فارسنامهء حسن بن حسن فسايى .
( 2 ) . نوروزنامهء محمد شيرازى ، ص 4 . اين گفتهء نويسندهاى كه خود سختى محاصره شدن را چشيده بود ، اگر چه در آن زمان طفلى بيش نبود ، خلاف ادعاى كروسينسكى را ثابت مىكند كه مىگويد افغانها نه تنها ضمن مذاكره دربارهء شرايط تسليم اهالى ناگهان به آنها حمله بردند ، بلكه بعدا نسبت به آنها با خشونت تمام رفتار كردند ، ظاهرا منابع دست اول اروپايى خواه مذهبى و خواه غير مذهبى دربارهء اين محاصره در دست نيست ، پادرى( Padery )، كنسول فرانسه ، در ماه مارس قبلا از شيراز بيرون رفته و يك نفر مبلغ مذهبى به نام آبه ربوفا( Rebuffa )را به جانشينى خود تعيين كرده بود . بدبختانه اين شخص ضمن محاصره به قتل رسيد . - بايگانى وزارت امور خارجه ، جلد ششم ، ورقa429 . همچنين - اوايل فصل چهارم اين كتاب .
( 3 ) . - اواخر فصل سى و يكم كتاب حاضر .
( 4 ) . در اين هنگام تركها به ايران حمله برده بودند ، - فصل نوزدهم .