تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
سپس قريب سه هزار نفر نگهبان قزلباش را از دم تيغ گذرانيد . « 1 » اين اقدامات وحشت‌انگيز باعث شد كه مردم از ترس تا مدتى در كوچه‌ها ظاهر نشوند ؛ و چون دروازه‌ها بسته شده بود و توسط نگهبانان فراوان محافظت مىشد ، امكان خروج و دخول از آنها ميسر نبود . در نتيجه آثار قحطى دوباره ظاهر گرديد . فاتح اصفهان ديگر سرشت حقيقى خود را نشان داده بود و به خوبى معلوم بود كه براى حفظ تاج و تخت خود به هر اقدامى ، هر قدر هم وحشت انگيز باشد ، دست خواهد زد . در 27 ژانويه ، آخرين روز اين قتل عام‌هاى مخوف ، قاصدى به نام عثمان آقا از طرف حسن ، پاشاى بغداد ، به اصفهان رسيد . پاشا كه هميشه مراقب اوضاع ايران بود اين شخص را به عنوان قاصد ، ولى در واقع براى جاسوسى ، فرستاده بود تا از قدرت نظامى و اخلاق و مقاصد محمود آگاه شود . محمود كه آدم زيركى بود دويست نگهبان به خدمت او گماشت و دستور اكيد داد كه مانع از گفت و گوى او با اشخاص شوند . « 2 » چند روز بعد ، محمود عثمان آقا را به حضور پذيرفت و از آنچه او گفت متقاعد شد كه اين شخص جاسوسى بيش نيست . و اگر چه تصميم داشت او را به قتل برساند ، ولى وزرا گفتند كه وجود قاصد محترم است . بعدا محمود نسبت به او مهربانى كرد و حتى هدايا و خلعت برايش فرستاد و عجب آن كه به او اجازه داد با ژوزف آپى سليميان ( كه سابقا او را ديده بود ) در دو مورد ملاقات كند . در ملاقات اول ، عثمان آقا سؤالاتى دربارهء اصفهان كرد و ژوزف مطابق نوشتهء خود او ، « 3 » پاسخ‌هاى صريحى نداد . در ملاقات دوم ، عثمان آقا دربارهء عايدات بندر عباس پرسيد . ژوزف پاسخ داد كه در حدود پانزده هزار تومان در سال است ولى چون بندر مسدود است و تمام كشتىها به بصره مىروند ، اين مقدار كاهش يافته است . « 4 » مطابق نوشتهء ژوزف آپى سليميان ، عثمان آقا از قدرت غلجايىها به هيچ وجه مرعوب نشد . ژوزف از قول او مىنويسد : « وقتى به استانبول برگردم ، از سلطان تقاضا خواهم كرد شانزده هزار
هامش
( 1 )Krusinski , p . 264. ( 2 )« Memoire sur la Derniere Revolution de Perse jusqu'a la fin de la nnee 1724 . »اين« Memoire »متكى بر يادداشت ژوزف آپى سليميان است كه توسط كنت داندره زل( D'Andrezel )سفير فرانسه در قسطنطنيه ، به پاريس فرستاده شد . ( 3 ) . گيلاننتس ، فصل 59 . ( 4 ) . ژوزف بعدا به گيلاننتس اطلاع داد كه پاسخ او به همين ترتيب بوده است ، ولى گفت كه از فرانسوىها شنيده است كه عايدات گمركى در چند سال قبل به 40000 تومان بالغ مىشده است . هنگامى كه ( ژوزف ) در سال 1721 در بندر عباس بود ، عايدات گمركى در ازاى پرداخت 17000 تومان واگذار شده بود . نبايد از نظر دور داشت كه به كمپانى انگليسى هند شرقى نصف عوايد گمبرون تعلق مىگرفت ، زيرا اين كمپانى با شاه عباس كبير قرار گذاشته بود كه متفقا عليه پرتغالىها در هرمز اقدام كنند و در ازاى خدمات خود اين سهم را دريافت دارند . راجع به اين موضوع در فصل بيست و نهم بيشتر بحث خواهد شد .