تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
بودند تاختند . افغان‌ها كاملا غافل گير شدند و به علت تعداد زياد مردم و شدت غضب آنها تصميم به فرار گرفتند ، ولى امان الله با وجود آن كه از ناحيهء شانه در اثر اصابت گلوله مجروح شده بود آنها را گردآورد و در قصر سلطنتى جا داد . در اين محل مدت سه روز در محاصره بودند . امان الله كه ديد اميد نجاتى نيست و آذوقه‌اى به جاى نمانده است سربازان را تشويق كرد با محاصره كنندگان به جنگ پردازند و راه فرارى باز كنند . به اين طريق عقب نشينى به سوى اصفهان شروع شد . « 1 » فرار آنها از قزوين تا حدى در اثر اقدامات برادر اعتماد الدوله تسهيل گرديد كه از رؤساى قزلباش بود و با امان الله به قزوين آمده بود و چنان به شتاب گريختند كه نه تنها بار و بنه خود ، بلكه پول و اشياى گران بهايى را كه از قزوينىها به زور گرفته بودند به جا گذاشتند . « 2 » گذشته از اين ، عدهء زيادى از اسيران ايرانى را رها كردند . تعداد افاغنه‌اى كه در اين شورش موفقيت آميز به قتل رسيدند هزار و دويست نفر تخمين زده مىشود . « 3 » محمود نمىتوانست اين شكست را تحمل كند ، ولى تأثير فرار امان الله و سربازان او در روحيه ايرانىها خطرناك‌تر بود . امان الله به محض اين كه مسافتى از قزوين دور شد ، قاصدى به اصفهان فرستاد تا محمود را از واقعه آگاه كند . افغان‌ها كه از اين شكست روحيهء خود را باخته بودند و از سرما رنج مىبردند ، شتابان به سوى اصفهان رفتند . دليل خوب شدن روحيهء ايرانىها اين است كه مردم كاشان افاغنه را به شهر راه ندادند . اگر طهماسب با عده‌اى سرباز كار آزموده به آن حوالى رفته بود مىتوانست بقاياى قواى امان الله را كه تعداد آن در اين وقت از ششصد نفر بيشتر نبود ، از بين ببرد و سپس به اصفهان بتازد و محمود را شكست دهد و تخت و تاج را پس بگيرد . « 4 » قبل از آن كه امان الله به پاىتخت برسد ، اشرف با عده‌اى سوار از لشكر جدا شد و به طرف قندهار فرار كرد . بعد از سقوط اصفهان ، اشرف كوشيده بود از عموزادهء منفور خود جدا شود و محمود با زحمت فراوان او را متقاعد كرده بود كه بازگردد . ولى در مورد دوم اشرف و همراهانش چنان به سرعت دور شدند كه محمود نتوانست به آنها برسد و اشرف را وادار به تغيير رأى كند .
هامش
( 1 ) . شرح شورش قزوينىها به طور كلى از مجمع التواريخ ، تأليف محمد محسن ، اقتباس شده است ( ورقa211 ) . ولى اين نويسنده اشتباه مىكند در اين كه فرمان‌دهء افغانى را محمد سيدال خان مىداند . احتمال دارد اين مرد ، كه يكى از سرداران معروف غلجايى به شمار مىرفت ، در آنجا بوده باشد ، ولى امان الله فرمان دهى را به عهده داشت . ( 2 ) . گيلاننتس . فصل 55 . ( 3 ) . همان كتاب . كروسينسكى ، ص 261 ، مىنويسد كه 4000 نفر افغانى در اين واقعه به هلاكت رسيدند ، ولى ظاهرا اين رقم اغراق‌آميز است . زيرا تمام قواى افغان‌ها ، شامل 1000 نفر سرباز غلجايى ، بيش از اين مقدار نبود . ( 4 ) . اگر قول گيلاننتس ( فصل پنجاه و چهارم ،( Journalرا بتوان قبول كرد ، اين عدهء سرافكنده در هنگام عقب نشينى ناگهان به 4000 سرباز ايرانى برخوردند . ايرانىها چنان از اين ملاقات غير مترقبه وحشت كردند كه بدون رها كردن تيرى رو به فرار نهادند و تمام باروبنهء خود را به جا گذاشتند . اين فرار واقعا به نفع افغان‌ها تمام شد ، زيرا اگر ايرانىها كوچك‌ترين حمله‌اى مىكردند ، افغان‌ها بدون ترديد گريخته بودند .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 174 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى