يكى از نخستين كارهاى محمود ضبط خزانهء سلطنتى بود ، ولى محمد محسن كه مىگويد « ثروت دويست ساله بر باد رفت » . مبالغه مىكند . « 1 » از آنجا كه شاه سلطان حسين اسراف كرده و از طرف ديگر براى پرداخت مواجب سربازان مجبور شده بود از اموال خزانه بردارد ، مىتوان گفت وقتى محمود آن را ضبط كرد ثروت زيادى در آن نيافت . مسلما به همين علت بود كه محمود نه فقط از مردم جلفا پول گرفت ، « 2 » بلكه خراج سنگينى بر اهالى اصفهان بست . گذشته از اين ، سربازان افغانى به منازل كسانى كه مرده يا فرار كرده بودند حمله مىآوردند و هر چه مىيافتند مىبردند . غنيمتى كه به اين طريق به دست آمد ميان محمود و سربازانش تقسيم شد . « 3 » يكى ديگر از قربانىهاى حرص و طمع محمود ، رحيم خان حكيمباشى بود كه مجبور شد 20000 تومان از ثروت حرام و نامشروع خود را به او بدهد . « 4 »
موقعيت محمود در آغاز سلطنت ، بسيار متزلزل بود . وى اگر چه ايرانىها را به سختى شكست داده و پاىتخت را گرفته و بر تخت نشسته بود ، ولى قلمرو او فقط شامل اصفهان و قسمتى از كرمان و سيستان مىشد . ايرانىها از او و سربازانش تنفر داشتند و آنها را وحشيانى مىدانستند كه تخت سلطنت ايران را واژگون كرده بودند . همچنين افغانها به علت سنى بودن در نظر ايرانىها بسيار خوار و بىمايه بودند . اگر چه عدهء مهاجمان از جمعيت اصفهان به تنهايى كمتر بود ، ولى مردم اين شهر چنان وحشتزده بودند كه انتظار هيچ اقدام خصمانهاى از طرف آنها نمىرفت . از طرف ديگر ، در ولايات بسيارى اشخاص هنوز نسبت به سلسلهء صفويه وفادار مانده بودند . در جنوب و جنوب غربى ، لرها به رهبرى عليمردان خان و در فارس بختيارىها و طوايف كوه گيلويى و عدهء ديگرى در شمال و شمال غربى از خاندن صفوى طرف دارى مىكردند . فقط كافى بود كه رهبر لايق و مجربى روى كار بيايد تا اين عناصر مختلفه را به هم بپيوندد و اختلافات جزئى آنها را بر طرف كند و سپس عليه افاغنه به كار برد . در اين صورت شكست دشمن مسلم و حتمى بود . طهماسب مىتوانست رهبرى اين عده را به عهده بگيرد ، ولى متأسفانه با اراده و قابل و مجرب نبود .
خطر ديگرى كه محمود را تهديد مىكرد از طرف روسيه بود . روزى كه محمود بر تخت نشست ، پطر كبير شهر مهم دربند را اشغال كرده بود و به مسكو باز مىگشت و قصد داشت به گيلان لشگر بفرستد . چنان كه گفتيم ، پطر اعلام داشته بود كه منظور او از حمله به ايران فقط كمك به شاه سلطان حسين است . و اگر اين موضوع جدى بود ، نشان مىداد كه دير يا زود قواى او با
هامش
( 1 ) . زبدة التواريخ . ورقa208 .
( 2 ) . گيلاننتس ، فصل 65 .
( 3 )Alexander of Malabar , Royal Central Asian Journal , vo 1 . XXIII , part 4 , pp . 650 - 1. ( 4 ) . در فصل سى و سوم شرح داده خواهد شد كه چگونه محمود كوشيد از اروپايىهاى مقيم اصفهان به زور وجوهى بگيرد .