تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
جويى امتداد مىيافت و از آنجا بيابان قراقوم ميان خوارزم ( خيوه ) و مرو را قطع مىكرد و در بالاى رودخانهء اترك به درياى خزر منتهى مىشد . ولى در اواخر قرن هفدهم ، حدود اختيارات ايران از رودخانهء جيحون پايين‌تر بود و شايد از قسمت شرقى درهء مرغاب و حاشيهء شمال شرقى مرو فراتر نمىرفت . از قسمت‌هاى شمالى مرو ، خط سرحدى به طرف غرب و به سوى سلسله جبال كوپت داغ در شمال ابيورد متمايل مىشد . نواحى واقع در شمال و شمال شرقى آن كوهستان در دست طوايف تركمن بود . « 1 » سپس خط سرحدى به موازات آن سلسله جبال يا دامنه‌هاى جنوبى آن ، به درهء اترك و بعد در خليج كوچك حسينقلى به درياى خزر مىپيوست . در مشرق درياى خزر ، مرز ايران از شمال شهر مهم در بند شروع و تا مسافت كوتاهى به غرب منحرف مىشد و سپس به جنوب غربى مىپيچيد و تقريبا به موازات ساحل در طول دامنه‌هاى جبال داغستان به رودخانهء سمور مىرسيد ، و بعد به سوى غرب و جنوب غربى به موازات درهء آن رودخانه پيش مىرفت و از كنار كوه‌هاى مرتفعى كه مرزهاى جنوبى طوايف سركش غازى قموق و ساير لزگىها « 2 » را تشكيل مىداد عبور مىكرد و سپس به شمال غربى متمايل مىشد و به موازات سلسله جبال قفقاز در غرب به كزبك و از آنجا به نقطه‌اى كه سرحد تركيه آغاز مىشد منتهى مىگرديد . از آنچه گفتيم نبايد تصور كرد كه خطوط سرحدى ، به استثناى مواردى كه در طول حدود طبيعى مانند ساحل و رودخانه و كوه مىگذشت ، به آن معنى كه امروز مىدانيم مشخص و معين بود . حدود هيچ كدام از آنها تعيين نشده بود « 3 » و گاهى مسير مرزها را فقط به طور مبهم مىدانستند . گذشته از اين ، خطوط سرحدى از سرزمين‌هايى مىگذشت كه طوايف بدوى در آنجا مىزيستند و توجهى به موانع مصنوعى از قبيل مرز نداشتند .

3 - ولايات

دربارهء ولايات ايران و طريقهء ادارهء آنها در اواخر دورهء صفويه ، خوش‌بختانه شرح مفصلى در كتاب تذكرة الملوك داده شده است . گذشته از اين ، استاد مينورسكى در حواشى و تعليقاتى كه بر اين كتاب نوشته نه تنها بعضى از نكات مبهم را روشن كرده بلكه خود اطلاعات گران‌بهايى بر آن
هامش
( 1 ) . طبق تذكرة الملوك ، ص 103 ، نواحى ابيورد ، نسا و دورون جزء ايالت مشهد بود ، ولى هم چنان كه استاد مينورسكى در تفسير خود بر اين كتاب نوشته است ( ص 168 ) ايران در آن وقت بر اين نواحى تسلطى نداشت . ( 2 ) . با وجود اين ، بعضى از لزگىها اجتماعاتى در جنوب كوهستان فوق در جار و تالا در درهء حاصل خيز قانق تشكيل داده بودند . ( 3 ) . در سال 1727 بود كه براى تعيين حدود اين قسمت اقداماتى به عمل آمد و آن هم به وسيلهء روسيه و تركيه طبق عهدنامهء تقسيم ايران ( 1727 ) صورت گرفت . حتى در اين مورد ممكن نشد كه تمام خطوط سرحدى را معين كنند .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 3 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى