تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
سربازان را به تندى گرفت و به درياسالار حمله كرد و اگر دو نفر از نگهبانان او را با ضربهء سرنيزه نكشته بودند ، درياسالار حتما به قتل رسيده بود . پطر هنگامى كه از اين واقعه مطلع شد گفت اگر اين مردم از فنون جنگى آگاهى داشتند ، هيچ ملتى نمىتوانست با آنها بجنگد . « 1 » در 31 ر 20 اوت ، روس‌ها شش دهكدهء مجاور را سوزاندند و در همان روز اجساد سه نفر قزاق مقتول را پيدا كردند . در نتيجه بيست و يك تن از اسراى دشمن را به انتقام آنها به قتل رساندند . « 2 » پطر كبير براى آن كه جلوى حملهء اين قبايل خطرناك را بگيرد ، فرمان داد قلعه‌اى در ساحل رودخانه انجه بسازند و عده‌اى سرباز را مأمور دفاع از آن كرد . در اول سپتامبر ( يا 21 اوت ) پطر به پيش روى خود ادامه داد و در شب همان روز به رودخانهء بوگان رسيد و روز بعد از روى دو پل كه از قايق ساخته بودند عبور كرد و تا رودخانهء دورباخ « 3 » كه حد شمالى ناحيه در بند بود پيش رفت . در اينجا قاصدى از باكو وارد شد و نامه‌اى آورد كه مطالب آن شبيه مطالب نامه معاون حاكم در بند بود . « 4 » در اين وقت قشون روس به مرحلهء آخر پيش روى خود رسيده بود و در ظهر روز بعد ( 23 اوت يا سوم سپتامبر ) به در بند نزديك شد . وقتى پطر و سربازانش در يك ميلى دروازهء شمالى بودند ، امام قلى خان معاون حاكم « 5 » با تمام اعيان و اشراف شهر به استقبال او آمد و در مقابلش به زانو در افتاد و كليدهاى نقره‌اى شهر را تقديم كرد و به او خوش آمد گفت . « 6 » سپس پطر لشكريان را آمادهء حركت كرد و در حالى كه خود در جلو مىرفت به طرف دروازهء شهر عازم شد . هنگامى كه به آن نزديك مىشد ، ناگهان زلزلهء خفيفى روى داد كه ممكن بود به فال بد گرفته شود ، ولى پطر با هوشيارى و حضور ذهنى كه داشت اين حادثه را به نفع خود تفسير كرد و گفت : « ببينيد كه طبيعت چه طور با كمال احترام به من خوش آمد مىگويد و با نزديك شدن من به شهر ديوارهاى آن را به حركت در مىآورد ! » « 7 » سپس پطر با سربازان خود از شهر عبور كرد و در زمين مسطحى در حوالى آن و در مجاورت ساحل اردو زد و بعد از اعزام دسته‌اى براى اشغال قلعه‌اى در مرتفعات شهر ، خود دوباره به شهر بازگشت و از استحكامات آن بازديد كرد و ضمنا مقدار زيادى توپ و مهمات كهنه يافت .
هامش
( 1 )Bruce , Memoirs , p . 333. ( 2 ) . يادداشت‌هاى روزانهء پطر كبير ، در همان كتاب ، ص 103 . ( 3 ) . رودخانه‌اى به اين نام در نقشه‌هايى كه ديدم نيافتم ؛ ظاهرا شبيه ديروان چاى( Dyrvan - Chai )است . ( 4 ) . يادداشت‌هاى روزانهء پطر كبير ، ص 104 . ( 5 ) . حاكم دربند چندى قبل از آن براى دريافت كمك از شهر بيرون رفته بود . ( 6 ) . -« Tage - Buch »، صفحات 250 - 251 ، تأليف سويمونف ؛Travels، جلد دوم ، اثر بل( Bell )ص 332 . ( 7 ) . اين مطلب توسط بدلى در كتابش تحت عنوانThe Russian Conquest of the Caucasusنقل شده است .