تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
در طى توقف پطر كبير در سوياتوى كرست ، قاصدى از دربند رسيد و خبر آورد كه اوسمى احمدخان و سلطان محمود اوتمشى ، بعد از گردآورى ده هزار سرباز ، به قلعه‌هاى روس‌ها در انجه و ملكنت حمله برده‌اند . و اگر چه از ملكنت با دادن تلفات بسيار رانده شده‌اند ، و ليكن توانسته‌اند قلعهء انجه را تصرف كنند و تمام افراد پادگان آنجا را به قتل برسانند . پطر كه از اين خبر فوق‌العاده عصبانى شده بود فورا قوايى مركب از قزاقان دون و قلموق‌ها براى سركوبى دشمن اعزام داشت . اين گروه به شتاب عازم شده عشاير را غافل‌گير كرد و بسيارى از آنان را بكشت ؛ و 350 اسير گرفت و 11000 رأس از اغنام و احشام آنها را با مقدار زيادى غنايم جنگى با خود برد . « 1 » احمد خان و سلطان محمود به سختى از چنگ دشمن گريختند . چون زمستان فرا رسيد ، پطر در سوياتوى كرست « 2 » تا پايان ساخته شدن آن نماند و بعد از چند روز با سپاهيان خود به اردوگاه آگراخان رفت و سوار كشتى شد و در 16 ر 15 اكتبر به حاجى طرخان رسيد . تا آنجا كه مربوط به خود پطر بود ، لشكركشى به ايران در آنجا خاتمه يافت . وقتى نتايج اين لشكركشى را مطالعه مىكنيم ، مىبينيم انتظارات پطر برآورده نشد . با وجود اين ، مىبينيم كه پطر در سواحل بحر خزر قدرت‌نمايى عجيبى كرد و مهم‌تر از همه قبل از آن كه ترك‌ها شهر سرحدى دربند را بگيرند ، آن را متصرف شد ، و از طرف ديگر تسلط « 3 » خود را در سواحل بحر خزر از تركى تا 150 ميل آن طرف‌تر به خط مستقيم مستقر ساخت . از طرف ديگر ، پطر به حواشى خود ايران نرسيد و نتوانست به شاه يا وختانگ و ساير رؤساى عيسوى در ماوراى قفقاز كمك برساند ؛ و گذشته از اين ، نزديك بود روابط روسيه را با تركيه قطع كند . هم‌چنين عدهء زيادى در اين لشكركشى تلف شدند و تقريبا يك سوم تمام قواى او ، يعنى 33000 نفر ، از بين رفت . « 4 » اكثر سپاهيان از بيمارى تلف شدند و تعداد آنها از تعداد كسانى كه در نتيجهء عداوت طايفه قيتاق و ساير عشاير به هلاكت رسيدند بيشتر بود . نرفتن پطر به گرجستان عواقب ناگوارى براى وختانگ به بار آورد . وختانگ پس از آن كه شنيد پطر قصد دارد به ايران حمله كند ، از تفليس عازم گنجه شد تا منتظر ورود او باشد . و همچنين با نمايندگان ارامنهء ايروان و آذربايجان به منظور حمله به لزگىها تماس بگيرد . « 5 » مسلما از همكارى با روس‌ها نيز قرار بود سخن به ميان آيد زيرا از آغاز قرن هجدهم ، نهضتى در ارمنستان ايران براى ملحق شدن به روسيه وجود داشت . « 6 »
هامش
( 1 ) . نامهء پطر كبير به سنا ، همان كتاب ، ص 246 ؛ سويمونف ،« Tage - Buch »ص 261 . ( 2 ) . پطر 18000 سرباز تحت فرمان ژنرال و ترانى در اين قلعه به جاى گذاشت تا آن را به كلى خراب كنند و به عنوان پادگان در آنجا بمانند ؛ -Bruce , Memoirs , p . 349( 3 ) . در بعضى نقاط اين تسلط چندان مؤثر نبود ، چنان كه حمله بر قلعهء آنچه نشان داد . ( 4 )Bruce , Memoirs , p . 356 .. ( 5 )P . T . Arutunian , Osvoboditelnoe Dvizheniye , p . 169. ( 6 ) . در فصل نوزدهم مطالب ديگرى از نهضت ملى ارامنه به منظور پيوستن به روسيه گفته خواهد شد .