امام قلى بيگ كه نهايت مهربانى را مرعا مىداشت ، « 1 » منزل حاكم را در اختيار پطر گذاشت و اظهار داشت كه براى سپاهيان جا و محلى در شهر پيدا خواهد كرد . پطر كه شايد متوجه سرنوشت بكوويچ و همراهانش در خيوه بود ، پيشنهاد او را نپذيرفت و بهانه آورد كه ممكن است مزاحم مردم بشود . « 2 » لذا در عصر همان روز به اردوگاه مراجعت كرد .
در اين هنگام سيزده كشتى حامل آذوقه به فرمان دهى ناخدا فرردن از حاجى طرخان رسيد و به جاى آن كه در آبهاى در بند لنگر بيندازد ( جايى كه راهها خطرناك و براى لنگر انداختن مناسب نبود ) « 3 » به طرف دهانهء رودخانهء ملكنت در ده و نيم ميلى جنوب شرقى رفت . در 25 اوت ( 4 سپتامبر ) قشون به فرمان پطر در دهكدهء ملكنت اردو زد . روز بعد ، قبل از اين كه محمولات كشتىها را خالى كنند ، طوفان شديدى از شمال غربى برخاست و كشتىها را به جانب خشكى راند و همه را در هم شكست . خوشبختانه كسى كشته نشد ولى قسمت اعظم آذوقه كه مورد احتياج بود از بين رفت . « 4 »
پطر در آغاز تصميم داشت كه پيش روى خود را در طول ساحل خزر ادامه دهد ؛ « 5 » ولى دريافت كه بدون آذوقه قادر به انجام اين كار نخواهد بود . و از طرف ديگر ، به علت دير بودن فصل مناسب ، نمىتواند از حاجى طرخان آذوقه دريافت دارد ، بنابراين با اكراه تمام از پيش روى به سوى جنوب خوددارى كرد . مسلما ورود سفيرى از تركيه به ملكنت در اتخاذ اين تصميم پطر تأثير داشت . داماد ابراهيم ، وزير اعظم ، اين سفير را از آن لحاظ فرستاده بود كه مانع از پيش روى پطر به طرف شيروان شود ، تا ميان او و تركيه و اتباع جديدش جنگ در نگيرد . « 6 »
اگر چه پطر بعد از پايان پيش روى به صوب جنوب ، قصد داشت براى پيوستن به وختانگ و ساير طرفدارانش در گرجستان از طريق اين ولايت به روسيه بازگردد ، ولى ترجيح داد از راه ساحلى مراجعت كند تا با تركيهء عثمانى در نيفتد . اين تصميم براى وختانگ بسيار گران تمام شد .
شرح گرفتارىهاى او و همچنين روابط تركيهء عثمانى با روسيه تا آنجا كه مربوط به لشكركشى پطر به ايران و اوضاع خود اين كشور است در فصل هفدهم خواهد آمد .
هامش
( 1 ), p . 248"Tage - Buch"Soimonov ,.
( 2 )Bell , Relation , p . 333.
( 3 ), p . 247"Tage - Buch"Soimonov ,.
( 4 ) . -Bell , Relation , p . 334و نامهء پطر كبير خطاب به سنا درNeueste ausfuhrliche Historische und Geographische Beschreibung , p . 97 .در اين منبع نوشته شده است كه آذوقه فقط براى يك ماه باقى مانده بود .
( 5 ) . نامهء پطر كبير خطاب به سنا ، همان كتاب ، ص 98 .
( 6 ) . پروس ، در ص 343Memoirs، مىنويسد كه پطر كبير مىخواست از دربند به طرف جنوب برود كه نمايندهء تركيه رسيد و تهديد كرد كه اگر عقبنشينى نكند جنگ روى خواهد داد . اين مطلب در ساير منابع تأييد نشده است .