پطر كبير قبل از آن كه از دربند عازم روسيه شود ، نامههايى از مردم باكو « 1 » و شماخى دريافت داشت كه در آنها تقاضاى كمك عليه داود بيگ شده بود . در اين ضمن نمايندهاى هم از طرف طهماسب ميرزا كه در آن وقت در قزوين اقامت داشت رسيد و تقاضاى مشابهى كرد و در عوض حاضر شد شهرهاى رشت و شماخى و باكو را به روسيه واگذارد . ولى پطر به علت موقعيتى كه داشت نمىتوانست با اين تقاضاها موافقت كند .
پطر پس از آن كه پادگان نيرومندى نه تنها در خود در بند بلكه در قلعهء جديد در ملكنت « 2 » به جاى گذاشت ، با سپاهيان خود در 17 ر 6 سپتامبر به جانب شمال عزيمت كرد . اگر چه گرماى ظهر مانند سابق طاقت فرسا نبود ، ولى هوا در شب بسيار سرد مىشد . تا قلعهاى كه در نزديكى رودخانهء انجه قرار داشت ، حادثهاى روى نداد ولى در اينجا پطر خبر يافت كه اوسمى و متفقين او قصد حمله دارند . بنابراين ، به سربازان امر داد كه در تمام شب مراقب باشند ، و در نتيجه خواب به چشم كسى راه نيافت . سپيده دم ، دشمن ظاهر شد ، ولى به محض حملهء روسها رو به فرار نهاد . اين حيلهء جنگى تا 26 ر 15 سپتامبر ادامه داشت و در اين وقت روسها در حوالى ترخو بودند . ديگر افسران و سربازان در نتيجهء خستگى و سرماى شبانه نزديك بود از پا درافتند .
براى خبر كردن شمخال دو شيپورزن و دو نفر قزاق از جلو فرستاده شدند ، ولى وقتى كه لشكر نزديك شهر رسيد جنازهء آنها را روى زمين يافتند . پطر بعدا شمخال را به علت قتل آنان ملامت كرد ، ولى شمخال مسئوليت را از خود سلب كرده گفت دو فرزندش كه عليه او شورش كردهاند آنان را به قتل رساندهاند . لذا اين دو نفر را گرفتند و به عنوان اسير به حاجى طرخان فرستادند . « 3 »
پيش روى از ترخو به بعد بدون حادثهء ناگوارى انجام گرفت ، جز اين كه يكى از راه نمايان از راه خيانت لشكر را به باتلاقى راه نمايى كرد و سربازان با اشكال فراوان خود را از آنجا نجات دادند .
بعد راهى كه پيش گرفتند تقريبا در قسمت غربى راه جنوبى قرار داشت و در 29 ر 18 سپتامبر به رودخانه سولاق ، در جايى كه رود آگراخان از آن منشعب مىشود ، رسيدند . ميان اين دو رودخانه زمين مسطحى با مراتع سبز و خرم و درختان فراوان وجود داشت . در اينجا پطر فرمان داد كه قلعهء محكمى براى جلوگيرى از حملات طوايف داغستانى بسازند . اين قلعه كه بروس طرح آن را ريخت به نام كرپوست سوياتوكرستا « 4 » ، يعنى « قلعهء صليب مقدس » ، موسوم شد . « 5 »
هامش
( 1 ) . پطر در جواب قاصدى را با پيغامى به باكو فرستاد ، ولى اهالى شهر از پذيرفتن او خوددارى كردند ؛ -Soimonov , Tage - Buch , p . 272 .( 2 ) . براى شرح مختصرى دربارهء اين قلعه -Bruce , Memoirs , p . 343( 3 )Bruce , Memoirs , pp . 347 - 8.
( 4 )Krepost Svyatogo Kresta.
( 5 ) . همان كتاب ، ص 349 ؛ سويمونف ، صفحات 259 - 260 ، براى شرح مختصرى دربارهء اين قلعه - رسالهء ولف( Wolf ). عنوان اين رساله در آخر كتاب حاضر آورده شده است .